حــواس

                                         حواس                                                                       

                                        نویسنده: هادی احمدی جلفایی  

درک محرک های محیطی مثل صدای معلّم، بوی گل، رنگ برگ درخت، یا مزّۀ شکر به وسیله حواس امکان پذیر می شوند.

سلول های تمایز یافته ای گیرنده های حسی نام دارند، اثر محرک را دریافت می کنند واگر محرک به اندازه ی کافی قوی باشد، فعالیت الکتریکی گیرنده را تغییر می دهد و در این حالت، پیام عصبی ایجاد می شود که دستگاه عصبی مرکزی می تواند این پیام ها را تفسیرکند.

گیرنده های حسی در جاهایی مثل : پوست، چشم، زبان، گوشی، بینی بسیار بیشتر از جاهای دیگر است.

ساختار اندام های حسی و نحوۀ عملکرد آن ها در قسمت های مختلف متفاوت است.

پوست

پوست دارای، گیرنده های درد، دما، و گیرنده های مکانیکی است. هریک از این گیرنده ها در واقع دندریت هایی از یک یا چند نورون حسی هستند که اثر محرک را به پیام عصبی تبدیل می کنند، بیشتر این دنریت ها، دارای پوششی از بافت پیوندی است که آن ها را احاطه کرده.

اگر اثر محرک بیش از اندازه زیاد باشد یعنی فشار زیاد یا سرما و گرمای زیاد، گیرنده های درد و نیز تحریک می شود.

درد، احساسی بسیار مهمی است، زیرا ما را از خطر، جراحت یا بیماری آگاه می کند. بیشتر پاسخ های محافظت کننده از بدن مثل انعکاس ها، پس از تحریک گیرنده های درد شروع به کار می کنند.

گیرنده های دما در پوست، گرمی و سردی را تشخیص می دهند. گیرنده های دما به غیر از پوست در درون بدن نیز وجود دارند که به دمای خون حساس اند.

نکته: هیپوتالاموس مغز، مرکز اصلی تنظیم کننده ی دمای بدن است.

گیرنده های مکانیکی در برابر محرک هایی مثل فشار و لمس و کشش، عملکرد نشان می دهند.

در دیواره  ی برخی رگهای خونی نیز گیرنده های مکانیکی وجود دارد که به فشار خون حساس اند، و همین طور در ماهیچه های اسکلتی، که به تغییرات طول ماهیچه حساس هستند [گیرنده های کششی ].

چشم

انسان ها به کمک چشم می توانند رنگ ها را ببینند، فاصله ها را تشخیص دهند و جزئیات اشیاء و حرکات ظریف را تمیزّ دهند.

  کره ی چشم سه لایه دارد که از خارج به داخل به ترتیب عبارت اند از: صُلبیه، مشیمیّه و شبکیّه

صُلبیهّ

لایه ای سفید رنگ و محکم از بافت پیوندی که کرۀ چشم را می پوشاند. این پوششی در جلو چشم شفافات و قرینه نام دارد.

مشیمیّه

این لایه که نازک و رنگ دانه دار است، در جلو چشم بنفش رنگین آن یعنی غبیه را به وجود می آورد، ماهیچه های موجود در عنبیّه، باعث  تنگ و گشاد شدن سوراخ مردمک که در وسط عنبیّه قرار دارد می شود. این عمل در اثر تحریک اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک انجام می شود.

شبکیّه

داخلی ترین لایه ی چشم است که بسیار نازک و شامل گیرنده های نوری و نورون هاست.

گیرنده های نوری شبکیه بر دو نوع اند:

1. سلول های مخروطی

2. سلول های استوانه ای، که انرژی نورانی را به پیام عصبی تبدیل می کنند.  و مغز می تواند این پیام ها را تفسیر کند. سلول های استوانه ای در نورهای ضعیف و سلول های مخروطی در نورهای قوی بیشتر تحریک می شوند. پیام عصبی که در سلول های گیرندۀ نوری ایجاد می شود به وسیله ی عصب بینایی به مغز فرستاده می شود.

جایی که عصب بینایی از شبکه خارج می شود "نقطۀ کور" گویند.

بخش دیگری از شبکه که "لایه زرد" نام دارد در روی محور نوری که به چشم قرار دارد و در دقت و تیز بینی چشم اهمیت دارد.

فضای پشت عدسی چشم را مادّۀ ژله ای و شفافی پُر کرده است که زجاجه نام دارد و باعث حفظ شکل کروی چشم می شود.

فضای جلوی عدسی چشم نیز با مایع شفافی به نام زلالیه پر شده است که از مویرگ ها ترشح می شود و مواد غذایی و اکسیژن را برای عدسی و قرینه فراهم می کند و مواد دفعی آنها را نیز  می کند تا از طریق خون دفع شوند.

عمل تطابق

عدسی چشم به وسیلۀ رشته هایی به ماهیچۀ مژکی، متصل شده است. وقتی به اشیاء نزیک نگاه می کنیم، انقباض، ماهیچه های مژکی عدسی را کروی تر و قطورتر می کند و وقتی به اشیای دور نگاه می کنیم با استراحت این ماهیچه ها، قطر عدسی کم می شود.

به این ترتیب تصویر در هر حالت روی شبکیه تشکیل می شود تا گیرنده های نوری نور را دریافت کرده و به پیام عصبی تبدیل کنند.

به این اعمال "تطابق" گفته می شود.

نکته: به علت اینکه گیرنده های نوری در نقطه ی کور وجود ندارد، تصاویری که روی نقطه ی کور افتاده نمی بینیم

برخی از بیماری های چشم

با افزایش سن، ممکن است عدسی چشم سفت و انعطاف آن کمتر شود  قدرت طابق آن کاهش یابد.

این بیماری پیرچشمی نام دارد و با عینک های مخصوص درمان می شود.

بیماری دیگری وجود دارد به نام آب مروارید، که با افزایش سن، عدسی کور شده و به تدریج بینایی کاهش می یابد. عدسی که رشد را با جراحی خارج می کنند و به جای آن یک عدسی مصنوعی قرار می دهند، یا به کمک عینک، قدرت بینایی بیمار را تا حدود زیادی به حالت اولیه باز گردانند.

گوش: در گوشی های ما امواج صوتی به پیام عصبی تبدیل و به مغز فرستاده می شود. علاوه بر آن بخش هایی از گوش در حفظ تعادل نقش دارند.

گوش از سه بخش بیرونی، میانی و درونی تشکیل شده است.

گوش بیرونی: شامل لالۀ گوش و مجرای گوش است که کار جمع آوری صداها و انتقال آن ها را به گوش میانی انجام می دهند.

گوش میانی و درونی و بخش انتهایی مجرای گوش توسط استخوان گیجگاه محافظت می شوند.

شیپوراُستاشی: شیپور اُستاشی هوارابین گوش میانی و حلق انتقال می دهد تا فشار آن در دو طرف صماخ یکسان و پردۀ صماخ به درستی مرتعشی شود.

امواج صوتی به پردۀ صماخ که در انتهای مجرای گوش قرار دارد، برخورد می کنند و آن را به ارتعاش در می آورند. در پشت پردۀ صماخ، سه استخوان کوچک گوش میانی به نام های چکشی، سندانی و رکابی قرار دارند که ارتعاشات را به مایعی که محفظۀ داخل گوش درونی را پر کرده است، متعلق می کنند.

بخشی از محفظۀ گوش درونی حلزون گوش نام دارد، زیرا مثل صدف حلزون پیچ خورده است و در آن نوعی گیرندۀ مکانیکی، به نام سلول های مژکدار، قرار دارند. ارتعاش مایع در نهایت باعث تحریک سلول های مژکدار می شود. این تحریک  به صورت پیام عصبی از طریق عصب شنوایی به مغز می رود.

حفظ تعادل

پیدایش علاوه بر شنیدن به حفظ تعادل بدن نیز کمنک می کند. در بخش دیگر گوش درونی، سه مجرای نیم دایره ای وجود دارند که به یکدیگر عمودند و درون آن ها پراز مایع است.

در این مجراها سلول های مژکداری وجود دارد که با تغییر موقعیت سر، تحریک می شوند.

وقتی که شخص جابه جا می شود، مایع درون این مجراها به حرکت در می آید و در پی آن مژک های سلول های مژکدار خم می شوند و به دنبال آن پیام عصبی توسیه و به مغز ارسال می شوند. به این ترتیب، مغز می تواند جهت و موقعیت سر را تعیین می کنند.

چون گوش اندام حسی شنوایی و نیز تعادل است، بنابراین عصبی که از گوش به مغز می رود، از دو جزء تشکیل شده، که عبارت اند از:

بخش شنوایی و بخش تعادلی

زبان

جوانه های چشایی: روی زبان و بخش های دیگر دهان جوانه های چشایی وجود دارند که هر جواه چشایی چندین سلول گیرندۀ چشایی دارد.

گیرنده های چشایی: این سلول ها، گیرندۀ های شیمیایی اند و چهار مزۀ اصلی یعنی شیرینی، ترشی، تلقی و شوری را تشخیص می دهند.

نوک زبان به مزۀ شیبرینی، کناره های آن به شوری و ترشی و عقب آن نسبت به تلقی، بیشترین حساسیت را نشان می دهند.

با حل شدن مرکول های غذا در بزاق، این مولکول ها به پروتئین های غشای سلولهای گیرنده متصل می شوند، در نتیجه در این سلول ها، پیام عصبی تولید می شود و به مغز فرستاده می شود.

بینی

گیرنده های بویایی ، گیرنده های شیمیایی هستند که بوها را تشخیص می دهند، و در سقف حفرۀ بینی قرار دارند.

ترکیبات شیمیایی موجود در هوا، گیرنده های بویایی را تحریک می کنند. این سلول ها پس از تحریک شدن پیام عصبی را تولید و به مغز ارسال می کنند.

حس بویایی بردرک مغز غذا تأثیر دارد، مثلأ وقتی به سختی سرما خورده ایم و دچار گرفتگی بینی شده ایم، به نظر می آید که اغلب غذا بی مزه اند.

پردازش اطلاعات حسی در مغز

مراکز پردازش اطلاعاتی که از اندام های حسی می آیند، در مناطق خاصی از مغز قرار گرفته اند.

شیارهای عمیق هر یک از نیمکره های مغز را به چهار ناحیه یا لوب تقسیم می کنند:

  1. لوب پس سری 2. لوب آهیانه 3. لوب گیجگاهی 4. لوب پیشانی

پردازش اطلاعات بینایی در لوب پس سری انجام می شود که در عقب جمجمه قرار دارد و پردازش اطلاعات شنوایی در لوب گیجگاهی انجام می شود.