سپاسمندی

فرهنگ سپاسمندی از منظر قرآن و حدیث (1)

پژوهشگر و نویسنده: رضا فقری

 

پیشگفتار
با نگاهی در طبیعت و نظام هستی و تأمّل در آن، به خوبی در می یابیم:همۀ موجودات هستی، اعم از جمادات، نباتات، انسانها و حیوانها – چه به صورت ارادی و چه تکوینی - در مقابل کوچکترین خدمت دریافتی، با تمام وجود ، به نوعی سپاسگزاری می کنند. این تشکر و سپاس یا زبانی بوده، یا مالی، یا به همراه ابراز احساسات درونی، از قبیل تبسّم یا هرگونه  حرکتی که نشانگر رضایت و سپاس باشد.
به عنوان نمونه، ابر بارش خودرا آفتاب تابش خودرا و دریاها آبهای روان خود را و کرۀ خاکی خاک پرخیر و برکت خودرا در اختیار بشر قرار داده و از خدمت به طبیعت، به ویژه در خدمت رسانی به انسان برترین مخلوق الهی ، دریغ ننموده اند.  به قول شاعر:
                       ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
                                                                           تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
ضمیر ناخود آگاه انسان با رویت نعمات الهیّه - که قابل احصا و شمارش نیستند -  بصورت فطری، شکرخدا را بر زبان جاری می سازد و مرجع ضمیر جمیع نعمات وجودی خود را حق تعالی می داند؛ و بر طاعات وعبادات خود در درگاه ذات اقدس احدیّت می افزاید و خالصانه خالق خویش را یاد می نماید.

 البتّه این فضیلت اخلاقی در انسانهای غیر مسلمان- اعم از یهودی و مسیحی و زرتشتی، ویا سایر ادیان زندۀ دنیا و حتّی افرادی که لائیک هستند- رواج دارد. به عنوان مثال، در کشوری مثل آمریکا که تقریبا تمام ملّیّتها و قومیّتها، با هر زبان و گویشی در آن جمعند - همه ساله، آخرین پنجشنبۀ نوامبر را، به عنوان روز شکر گزاری جشن می گیرند. یا مسیحیان در هفته، یک روز را برای سپاس از نعمات الهی اختصاص می دهند. یا در کشور هندوستان ،مراسمات مشابه زیادی در طول سال دارند.
 علاوه بر این، در دنیای عجیب و غریب حیوانات نیز به وفور دیده می شود که حیوانات، سحرگاهان با ایجاد اصوات ،یا در دشت و صحرا، با کوبیدن منقار بر تنۀ درختان، یا تکان دادن دم، یا بالا گرفتن سر خود، بعد از آب خوردن، همگی به نوعی به طبیعت ، خدمت می کنند و مطلق روایات منقوله از پیامبران الهی و ائمه اطهار علیهم السلام، این حرکات و اعمال،نشانگر به جای آوردن شکر و سپاس خدای لایزال  می باشد.
خدایی که در قرآن چهار باراز خود به عنوان « شکور» و « شاکر» یاد میکند ودر مقابل سپاسمندی بندگان- که خود را مزیّن به جلوه ای از صفات پروردگار کرده اند- تفضّل خاص خود را برآنها جاری می سازد.
آری اسلام به شکر و سپاسگزاری، اهمیت ویژه داده است، در اهمیت و ارزش  شکر همین بس که خداوند سبحان خود را بدان متّصف کرده و خویش را «شکور» نامیده است. شکور یعنی بسیار شکرگزار.می فرماید: اِنَّ اللّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ   .(1)
البته شکرگزاری خداوند با شکرگزاری انسان فرق دارد. شکرگزاری او همان پاداش دادن به شکر و اطاعت انسان و به عبارت دیگر، پذیرفتن سپاس و اعمال بندگان شاکر است.
علی رغم تصور اوّلیّه،شکر و سپاسمندی، یک موضوعی است که بسیار جای پژوهش دارد و تلاش فراوانی را می طلبد.در منابع دینی ما مسلمانان،به مسئلۀ شکر و انواع آن و برکات و ریشه های شکر گزاری و در مقابل آن به مسئلۀ کفر و آثار سوء دنیوی و اخروی آن، تأکید بسیاری شده و رهنمود های ویژه ای در این خصوص ارائه شده که توجه به آنها موجبات سعادت دنیوی و اخروی و جوامع انسانی را فراهم می آورد.
در این پژوهش، ما به دنبال یک تحقیق عمیق وگسترده در موضوع فرهنگ سپاسمندی از دیدگاه قرآن وسنّت معصومان علیهم السلام هستیم و امیدواریم که بتوانیم معارف ناب اسلامی را در این عرصه، به خوبی شناسایی و مورد تحلیل کاربردی قرار دهیم.
کلید واژه ها:شکر، تشکّر، حمد، سپاس، کفر، ناسپاسی، شکر خالق، شکر مخلوق، ریشه های کفر و ناسپاسی، برکات شکر، پیامد های کفر و ناسپاسی، شکر قلبی ، شکر زبانی، شکر عملی.

فصل اوّل
مفهوم شناسی شکر

ابتدا به مفهوم شناسی شکر و واژگان همسو با آن می پردازیم.واژگان همسو با « شکر» در ادبیات دینی ما مسلمانان عبارت اند از :«حمد» ، «تحمید» و «تشکّر» و« جبران ».
مادّۀ « شکر »در لغت عرب، در اصل به معنای سپاس گذاری، قدر دانستن و شناخت قدر نعمت و احسان آمده است . فراهیدی از لغت پژوهان معروف عرب، در معنای شکر« عرفانُ الاحسان » (2) یعنی : معرفت داشتن نسبت به احسان را اصل گرفته است . و برخی دیگراز لغت پژوهان ، از عبارت « به عرفان الاحسان و نَشره » (3) استفاده نموده اند؛ یعنی معرفت داشتن به احسان و نشر دادنِ آن .و برخی نیز آن را به معنای ثنای نیکو گفتنِ خدای یا هر احسان کنندۀ دیگری در ازای احسان و خوبی و نعمت رسانی دانسته اند . (4)
با توجّه به گفته های لغت شناسان، در معنای شکر، چهار معنای مهمّ، نهفته است:
1.    یاد آوردن نعمت.
2.    تصوّر آن.
3.    اظهار آن
4.    قدردانی کردن از احسان کننده.(5)

فرق حمد و شکر
« حمد »از واژه های هم سو با شکر است و برخی از مشتقّات آن عبارتنداز: حمد، حامد، محمود، حمید و مانند آن.
محقّقان در، فرق بین حمد و شکرعبارتهای مختلفی را ایراد کرده اند که برخی از آنها عبارت اند از:
حمد، یعنی ستوده،که ضد ذمّ است  ؛(6) امّا شکر، اعتراف به نعمت و انجام دادن فرائض و ترک معصیت است  . (7)
حمد خدا، به معنی ثنا گویی اوست در مقابل فضیلت؛ که فقط با لسان صورت می گیرد  ؛ (8) ولی شکر، عمومیّت داشته، گاهی با لسان است، گاهی با قلب و گاهی با عمل . (9)
شکر، اقرار به نعمت، به خاطر تعظیم احسان کننده، و حمد، ثناگویی در مقابل منعم، به خاطر تعظیم او است.
حمد در مقابل نعمت و غیر نعمت؛ امّا شکر فقط در مقابل نعمت، به کار می رود .(10)
مرحوم طبرسی مفسّر بزرگ شیعه در تفسیر خود، ذیل سوره مبارکۀ « حمد» آیۀ دوّم می نویسد:
حمد، با مدح و شکر، معنایی نزدیک به هم دارند. و کلمات ذمّ و هجا و کفران، در مقابل حمد و مدح وشکر می باشند. در حمد لازم نشده که در مقابل نعمت باشد؛ ولی شکر، حتما در مقابل نعمت ونیکی است .(11)
و ابن جوزی ، از قدیمی ترین و معروفترین مفسّران اهل سنّت، در بیان فرق میان این دو واژه نوشته است:
و اعلم أنّ الحمدثناء علی المحمود ، یشارکه الشکر، إلّا ان بینهما فرقا و هو: أنّ الحمد قد یقع ابتداء للثناء، والشکر لا یکون إلّا فی مقابله النعمه.(12)
یعنی:حمد، ستودن شخصی در مقابل نیکی او است. حمد با شکر از لحاظ معنا قریب به هم هستند؛ فرقی که میان این دو هست این است که :حمد شروع به ستایش کردن است بدون ان که در مقابل نعمتی باشد ؛ امّا شکر ، معمولا در مقابل نعمت است.
مرحوم علّامه طباطبایی– بزرگ مفسّر معاصر شیعه -  در تفسیر ارزشمند خود، «المیزان » می نویسد:
کلمۀ حمد، به معنای ثنا و ستایش در برابر عمل جمیلی است که ثنا شونده با اختیار خود انجام داده است، به خلاف کلمۀ «مدح»که هم این نوع ثنا را شامل می شود و هم ثنای بر عمل غیر اختیاری را. مثلا گفته می شود: من، فلانی را در برابر کرامتی که دارد و مدح کردم؛ ولی در مورد یک لؤلؤ، یک مروارید، و یا بوی خوش یک گل، نمی گوییم: آن را حمد کردم؛ بلکه تنها می توانیم بگوییم : آن را مدح کردم .(13)
« تحمید » نیز بر وزن « تفعیل » از همان حمد است ؛ یعنی حمد نمودن. و « تشکّر » بر وزن تفعّل از « شکر» که به معنای سپاسگزاری آمده است .
أمّا واژه « جبران » آن گاه که به معنای تلافی کردن، اطلاق شود، گاهی از آن معنای شکر عملی نیز اراده می گردد. یعنی احسانِ احسان کننده را به نحوی تلافی و جبران کردن.یکی از نام های خداوند نیز «جبّار» است که برخی آن را به معنای « جبران کننده » گرفته اند . یعنی : خدایی که همواره، اطاعت و عبادت و اعمال نیک بندگان را به پاداش و نعمت، بندگان جبران می کند.

 


منابع

1 . شوری، 23 .
 2.  العین، ج 5، ص 292 .
 3. لسان العرب، ج 4، ص 423 .
 4. لغت نامه دهخدا، ماده شکر.
5 . نک: مفردات الفاظ قرآن ، ج1، ص 461 .
 6. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 2، ص 280 .
7 . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 98 .
8 . مفردات الفاظ قرآن، ج1، ص 256 .
9 . مجمع البحرین، ج 3، ص 39 ؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ،ج 6 ص 99 .
 10. الفروق فی اللغه، ص39 .
11 . مجمع البیان، ج 1،ص 94 .
12 . زادالمسیر ،ج1، ص18.
13 . المیزان، ج1،ص19.

ادامه دارد ....

Tags: قرآن حدیث روایت اسلام سپاس شکر