مبانی و اصول اخلاق اسلامی

مبانی اخلاق 1

اصول و مبانی اخلاق اسلامی (1)

      نویسنده: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار

                             «باطن خود را مزيّن كن به اخلاق جميل
                                                                              كانچه مى‏ ماند به حُسن لا يزال، اين است و بس»
شايد يكى از متداول‏ترين و مشهورترين واژه‏ هاى ارزشى و آرمانى  كه در ميان عموم مردم در سرتاسر اين دنياى پهناور، اعمّ از خواصّ و  عوام، مورد استفاده قرار مى ‏گيرد، واژه «اخلاق» باشد.
 در همه‏ جاى دنيا  و در ابعاد مختلف زندگى بشر، انسان‏ها در انواع ارزيابى‏ هاى خود ـ چه  به صورت فردى و چه اجتماعى ـ از اين واژه، بهره مى ‏گيرند.
 به عنوان  نمونه، عموم مردم، در انواع گزينش ‏هايى كه انجام مى‏ دهند، يكى از ملاك‏هاى اصلى  را اخلاق شخص در نظر مى‏ گيرند؛ وقتى به دنبال رفيق مى ‏گردند، سعى  مى ‏كنند شخص با اخلاق و خوش ‏اخلاقى را برگزينند؛ وقتى  مى‏ خواهند با كسى شراكت و يا معامله‏ اى را ترتيب دهند، اشخاص با  اخلاق، در اولويّت هستند؛ وقتى مى‏خواهند دخترشان را شوهر دهند،  درباره اخلاق او تحقيق مى‏كنند؛ وقتى مى‏ خواهند زن بگيرند، باز  اخلاق همسر مورد انتخاب، برايشان اهميّت ويژه ‏اى دارد... و  همين‏ گونه در همه ابعاد زندگى بشر، به صورت عمومى، اين موضوع،  فراوان‏تر از هر موضوع ارزشى ديگر، مرتّب به كار گرفته مى‏ شود.
به  جرأت مى ‏توان گفت: درست از زمانى كه بشر، پا در اين عرصه خاكى  نهاده، به نوعى با اين مسئله، به صورت ناخودآگاه درگير بوده و در  سطوح مختلف، درباره آن انديشيده است.