آشنایی با حکمت متعالیه

شرح حکمت متعالیه.1

آشنایی با حکمت متعالیه [1]

استاد حمید احمدی جلفایی

بسم الله الرحمن الرحیم، و به نستعین.

دانش « حکمت » یا « فلسفه »، از آن جهت که معلوماتش از حیث شدّت وضوح و رسوخ و دوام، ضروری و جزء برترین معلومات هستند و این دانش، پیرامون یقینیّات برهانی دایمی، برترین براهین، کنکاش می کند، بی تردید، برترین دانشِ بشری است.
به ویژه آن که: معلومات این دانش، انسان را به سمت معرفت پایدار و دقیق، ایمان اصیل و عمیق، موفّق نموده و زمینۀ کمال نفس را فراهم می آورد.
نیز از آن جهت که: سررشتۀ همۀ معارف و معلومات، به نوعی به شناخت یقینی واجب الوجود – تعالی شأنۀ – برمی گردد که موضوع اساسی این دانش است.
و از این روست که: برخی اندیشمندان معروف در این حوزه – همچون مرحوم صدرالمتالّهین شیرازی – موضوع دانش حکمت و فلسفه را اعمّ موضوعات علوم دانسته اند[ نک: تعلیقات صدرالمتالّهین علی إلهّیات الشفاء . ص8].
این حقیقت، با توسعۀ مفهوم حکمت و فلسفه، که بُعد اشراقی و تجّرّد نفس و تصفیه و تهذیب آن و نیز ترقّی وجودی انسان را بیشتر مدّ نظر داشته، چنان که حکمت اشراقی و به ویژه حکمت متعالیه و نیز نو متعالیه [ به تعبیر این جانب ] به آن سمت و سو رفته، بیشتر تثبیت می گردد و جای تردیدی باقی نمی گذارد که: جکمت و فلسفه [به یک معنای خاص]، درجۀ اعلای علوم بشری است که سرمنشائی الهی دارد.
به عبارتی دیگر: حکیم، کامل ترین انسان در روی زمین است.
البتّه ناگفته پیداست که: هم حکمت و هم معارف گوناگون آن، در این شرافت، به صورت نسبی و رتبی، مورد بحث قرار می گیرد، همان گونه که عنوان حکیم نیز یک عنوان نسبی است و حکیم مطلق، همان ذات واجب الوجود و پروردگار متعال واحد است و سپس مظاهر تامّ حکمت الهی، وجود انوار مقدّسۀ معصومان [ع] هستند که در رأس آن ها چهارده نور عظیم از خاندان عترت نبّی خاتم [ص] به عنوان فاتحان قلّۀ حکمت الهی، رودست ندارند.
به هرحال، این دانش، از زمان پیدایش تاکنون، تغییر و تحوّل های مهمّی را – چه از حیث مبانی و اصول و چه مسائل و جزئیّات آن – پشت سرنهاده و به تناسب زمان و مکان و صاحب نظران، ادوار، جریان ها و مکاتب مختلفی، برای آن، قابل ترسیم است، که در این خصوص، در فصول اصلی پژوهش، با تفصیل بیشتر، سخن خواهم گفت؛ امّا در معروف ترین دسته بندی موجود در این راستا، مکاتب فلسفه در میان مسلمانان، در سه گونۀ: مشأء، اشراق و متعالیه، مورد بحث قرار گرفته است، که در این خصوص نیز، در برخی فصول این پژوهش، به تناسب، بحث خواهد شد.
در این میان، نام صدرالمتألهین شیرازی معروف به ملّا صدرا [ت 1050 ق] در فلسفۀ اسلامی، پایه گذار حکمت متعالیه، همچون خورشید آسمان حکمت و فلسفه، می درخشد و مکتب فلسفی وی، عالب اندیشمندان مسلمان را تا سال های اخیر، پیرو خود نموده است و هیچ اندیشمندی در این عرصه، خود را از سیر و تعمّق در افکار و نوشته های ایشان، بی نیاز نمی داند.
همان گونه که در فصول اولیّۀ این نوشتار نیز آشنا خواهیم شد، آثار علمی برجای مانده از وی، گوناگون است؛ امّا آنچه در این میان، به عنوان نمایندۀ جامع  آثار وی، از آن یاد می شود، کتاب معروف « الحکمة المتعالیة في الأسفار االعقلیّة الأربعة » است که از دیرباز، شروح، حواشی و تعلیقات بسیاری، از سوی اندیشمندان مختلف، بر آن نوشته شده و همواره مورد توجّه علمای اسلام و محور بحث در محافل تدریس، بوده است.
این کتاب، مطابق چاپ « دار إحیاء الترّاث » در بیروت، در نه جلد چاپ و در 4 سفر مختلف، تنظیم شده است. سفر اوّل، در معارفی است که انسان در همه عرصه های دانش به آن ها نیازمند است و در ده مرحله بحث شده است و سفر دوم، در علم طبیعی و در یک مقدمه و شش فنّ، تنظیم گردیده؛ و سفر سوم، در علم الهی و سفر چهارم، در علم نفس و در یازده باب است.