حکمت سینوی شرح اشارات و تنبیهات

حکمت سینوی 1

 

شرح حکمت سینوی 1

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحم، و به نستعین.
دانش « حکمت » یا « فلسفه »، از آن جهت که معلوماتش از حیث شدّت وضوح و رسوخ و دوام، ضروری و جزء برترین معلومات هستند و این دانش، پیرامون یقینیّات برهانی دایمی، یرترین براهین، کنکاش می کند، بی تردید، برترین دانشِ بشری است.
به ویژه آن که: معلومات این دانش، انسان را به سمت معرفت پایدار و دقیق، ایمان اصیل و عمیق، موفّق نموده و زمینۀ کمال نفس ا فراهم می آورد.
نیز از آن جهت که: سررشتۀ همۀ معارف و معلومات، به نوعی به شناخت یقینی واجب الوجود – تعالی شأنهُ – برمی گردد که موضوع اساسی این دانش است.
و از این روست که: برخی اندیشمندان معروف در این حوزه – همچون مرحوم صدرالمتألهّین شیرازی – موضوع دانش حکمت و فلسفه را اعمّ موضوعات علوم دانسته است [ نک: تعلیقات صدرالمتالهّین علی إلهیّات الشفاء، ص8 ].
این حقیقت، با توسعۀ مفهوم حکمت و فلسفه، که بُعد اشراقی و تجرّد نفس و تصفیه و تهذیب آن و نیز ترقّی وجودی انسان را بیشتر مدّ نظر داشته، چنان که حکمت اشراقی و به ویژه حکمت متعالیه و نیز نو متعالیه ( به تعبیر این جانب ) به آن سمت و سو رفته، بیشتر تثبیت می گردد و جای تردیدی باقی نمی گذارد که: حکمت و فلسفه (به یک معنای خاص ) درجۀ اعلای علوم بشری است که سر منشائی الهی دارد.
به عبارتی دیگر: حکیم، کامل ترین انسان در روی زمین است.
البتّه ناگفته پیداست که: هم حکمت و هم معارف گوناگون آن، در این شرافت، به صورت نسبی و رتبی، مورد بحث قرار می گیرد، همان گونه که عنوان حکیم نیز یک عنوان نسبی است و حکیم مطلق، همان ذات واجب الوجود و پروردگار متعال واحد است و سپس مظاهر تامّ حکمت الهی، وجود انوار مقدّسۀ معصومان [ع] هسند که در رأس آن ها چهارده نور عظیم از خاندان عترت نبّی خاتم [ص] به عنوان فاتحان قلّۀ حکمت الهی، رو دست ندارند.
به هر حال، این دانش، از زمان پیدایش تاکنون تغییر و تحوّل های مهمّی را – چه از حیث مبانی و اصول و چه مسائل و جزئیات آن – پشت سر نهاده و به تناسب زمان و مکان و صاحب نظران، ادوار، جریان ها و مکاتب مختلفی، برای آن، قابل ترسیم است، که در این خصوص، در فصول اصلی پژوهش، با تفصیل بیشتر، سخن خواهیم گفت؛ امّا در معروف ترین دسته بندی موجود در این راستا، مکاتب فلسفه در میان مسلمانان، در سه گونۀ: مشّاء، اشراق و متعالیه، مورد بحث قرار گرفته است، که در این خصوص نیز، در برخی فصول این پژوهش، به تناسب، بحث خواهد شد.
در این میان، نام شیخ الرئیس ابوعلی سینا [ ت 428 ق ] در فلسفۀ اسلامی، همچون ستارۀ زهیر در آسمان دانش و اندیشه می درخشد و پس از گذشت بیش از ده قرن، طالبان و اندیشمندان این عرصه، خود را از سیر و تعمّق در افکار و نوشته های ایشان، بی نیاز نمی دانند.