مبانی خرافه پژوهی

خرافه پژوهی . 1

اصول و مبانی خرافه پژوهی در اسلام 

[ با تأکید بر ملاک ها، ریشه ها و پیامدها ]

حمید احمدی جلفایی

 

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم.

                            « فضل و خِرد و مال، گرد ناید                             با زَرق و خرافات و بد فعالی »
                                                                                                                             [ شعر از ناصر خسرو، ش 239 ]
بی تردید، یکی از آفت های بسیار بزرگ عمومی در میان همۀ مکاتب دینی و نظری – اعمّ از ادیان آسمانی و مکاتب غیر آسمانی – که در قالب ها و گونه های مختلف، حقیقت و حقانیّت آن ها را مورد تهاجم قرار داده و زیر سؤال می برد و آینده و پایداری آن ها را به شدّت، تهدید می کند، رسوخ و گسترش « خرافه » [superstition ] در میان پیروان آن هاست.
به گونه ای که پیشوایان همۀ ادیان، مکاتب و جریان های مختلف، در جهان شرق و غرب، همواره از این پدیده – با هر تفسیری که باشد – نگران بوده و هستند.
این پدیده در ادیان آسمانی، که متأسفانه خرافه در آن ها نیز به دلایلی همچون: نادانی، تعصّب های غلط، کج انگاری، طغیان هیجانات، افراط و غلوّ و مانند آن و گاهی نیز در راستای اغراض سود جویانۀ برخی خرافه سازان، به همان گستره، دیده می شود، بسیار وخیم تر و نگران کننده تر، به نظر می زسد؛ چرا که صاحب نظران در این زمینه اتفّاق نظر دارند که: خرافه می تواند حتّی چهرۀ مقدّس ترین و کاملترین و مطمئن ترین دین آسمانی را مخدوش ساخته و آن را به سوی انحراف بکشاند. از این روست که به نظرمی رسد: در طول تاریخ ادیان مختلف آسمانی، همۀ پیغمبران الهی و پیشوایان ادیان، یکی از مهم ترین رسالت هایشان مبارزه با خرافات بوده است [ مطهری، مجموعه آثار، ج25، ص 285 ].
رخنۀ تدریجی برخی خرافات در دین در قالب های گوناگون و در عرصه های مختلف نظری، اعتقادی، عملی و  غیره، چه در ابعاد فردی و چه اجتماعی، پیامدها و عواقب بسیار شومی در پی دارد و ضربه ای به پیکرۀ دین وارد می سازد که هیچ دشمن دیگری نمی تواند چنان کند.
در پی مطالعۀ گسترده در تاریخ تحوّلات ادیان و مکاتب مختلف و مقایسۀ متون اصلی و اوّلیّۀ آن ها با آنچه در میان پیروانشان رایج است، یه روشنی می توان به این نتیجه رسید که: هیچ دین و آیینی در طول زمان از آسیب های خرافه، مصون نمانده و حتّی در دین جاودانۀ اسلام نیز در طول تاریخ، شاهد پیدایش و گسترش روز افزون انواع خرافه های اعتقادی، و عملی، بوده و هستیم و اندکی تأمّل در آن ها و تطبیق با داشته ها و مستندات معتبر دینی، بطلان و خرافه بودن آن ها را به روشنی، اثبات می نماید.