فقه موسیقی

(1)

نگاهی به تطوّر دیدگاه های اندیشمندان اسلام دربارۀ غنا و موسیقی

نویسنده و پژوهشگر: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار
« موسیقی » و « آواز » دو موضوع مهم از موضوعات فقه اسلامی است که از سده های نخستین صدر اسلام از سوی غالب اندیشمندان اسلامی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته و دامنۀ نزاع و اختلاف نظر در این عرصه، در هر دوره ای قابل توجّه بوده است.
به ویژه در قرون اخیر و علی الخصوص در نیم قرن گذشته که « علم موسیقی » وارد یک مرحله جدیدی شده و با توسعه روز افزون آن در همۀ عرصه های حیات بشری، همراه است، این مسأله در کتاب ها و رساله های فقهی و استنباطی فقهای اسلام ، از پرچالش ترین موضوعات فقهی به شمار می رود.
البتّه دو واژۀ « موسیقی » و « آواز » عین الفاظی نیستند که در اخبار و آثار اسلامی یا نوشته های فقهی آمده باشند، بلکه کلمات دیگری مثل « غنا » ، « مغنّیه » ، « ترنّم » ، « نیاحت » ، «آلات لهو» و مانند آن و نیز برخی مصادیق آلات موسیقی، واژه هایی هستند که در منابع دینی اصلی از آن ها یاد شده، و به همین خاطر، در راستای تطبیق این الفاظ بر موسیقی و آوازه خوانی متعارف در هر یک از دوره ها، باز دامنۀ نزاع و اختلاف نظر، وسیع تر و پیچیده تر شده است.

امّا نباید فراموش کرد که : موسیقی و غنا، قبل از آن که به عنوان یک بحث فقهی، مطرح باشد، به عنوان یک بحث هنری از سوی اندیشمندان مختلف نیز همواره مطرح بوده است. به گونه ای که حتّی برخی از عالملن اسلامی در طول تاریخ، از دیرباز به این بعد هنری انسان بها داده و صرف نظر از مباحث فقهی، فواید و کارکردهای مثبت آن را در روح و روان انسان ستوده اند و حتّی عالمان معروفی در این زمینه، کتاب هایی را نگاشته اند.
از میان صحابه و تابعان برخی از آن ها همچون مالک – و سپس در دوره های بعدی افرادی همچون : ابن سینا، فارابی، اسحاق بن یعقوب، ابو یوسف یعقوب بن اسحاق فسوی کندی معروف به فیلسوف عرب [ت 260 ق ]، محمد بن زکریّای رازی، احمد بن محمّد کاشانی، فیض کاشانی، محقّق سبزواری، جلال الدین همایی، صاحب اخوان الصفا، علامه محمّد تقی جعفری، شهید مطهّری .... - از جمله شخصیّت های هستند که در این خصوص، بحث نموده و به این جوانب توجّه داشته اند.
به عنوان نمونه، استاد شهید مطهّری « ره » موسیقی را از جمله هنرهای متّکی بر بعد چهارم روح انسان دانسته و معتقد است : اسلام، هیچ گاه به مبارزه با این موارد بر نخواسته؛ بلکه سعی در تعدیل انواع آسیب زای آن داشته است. [ یک: تعلیم و تربیت در اسلام، ص 73-70]
امّا فقهای اسلام، از دیرباز مواضع مختلفی را دربارۀ « موسیقی و آلات آن » و نیز « غنا » اتخّاذ کرده اند. منشأ این اختلاف، به روایات و اخباری برمی گردد که در منابع شیه و سنّی وارد شده اند و در میان آن ها تعارض هایی هر چند ظاهری وجود دارد.
روشن است که: اگر در میان ادّلۀ شرعی معتبر، هیچ داده ای در این خصوص نبود، هیچ دلیلی از سوی فقها در مبارزه با این مسئله، شکل نمی گرفت، مگر آنکه مقرون به برخی موارد حرام یا منهیّات شرع بوده باشد.
ما در این پژوهش، ابتدا نظری کلّی به انواع دیدگاه های موجود دربارۀ غنا و موسیقی انداخته، سپس همۀ داده ها و اطّلاعات موجود را در این باره به دقّت مورد بررسی قرار خواهیم داد.

دو شیوۀ مختلف در بحث از غنا و موسیقی
به طور کلّی، دو رویّۀ مختلف در خصوص بحث از غنا و موسیقی، قابل اتّخاذ است. نخست آن که به هر دو موضوع « غنا » که مربوط به خواندن و آوازه خوانی است و « موسیقی » که با ابزار و ادوات، نواخته می شود، به یک چشم نگاه کرد و به گفته برخی محققان، میان آن دو ملازمه برقرار کرد. دوم آن که به هریک از موضوعات، به صورت مستقل نگریسته و پرداخته شود.
به نظر می رسد: در این عرصه، فقهای قدیم، به صورت شفّاف بحث نکرده اند و حتی در مواردی، در ارجاع هریک از موضوعات به دیگری، دچار دور باطل شده اند. به عنوان نمونه، در  حکم غنا، گونه ای از آن را حرام دانسته اند که مقرون به موسیقی باشد؛ در حالی که خود این مسأله نیز مثل اصل موضوع، اختلافی است و دلالت خاصّ آن، معلوم نیست و حداقل آن که خود موسیقی نیز نوع حرام و نوع غیر حرام دارد.

منابع و ادلّه بحث از غنا و موسیقی
به هر صورت، ادلّه این دو موضوع، از آن جهت که داده های هر دو یا ادلّه استنباطی مطرح شده، متعارض و نیز موضوع آن ها مطلق و به گفتۀ برخی مجمل هستند و از طرف دیگر در عالم واقع، معمولأ ملازمه ای بین آنها وجود دارد، می توان از یک منظر واحد، آن ها را مورد بحث قرار داد. هرچند که در بررسی دقیق اخبار و آثار و تشخیص صحیح از ناصحیح، بایستی به صورت مجزّا، مورد پردازش سندی و متنی قرار بگیرند .
این ادلّه در چهار قسم زیر، خلاصه می شوند:
1 آیاتی از قرآن کریم که مؤمنان را از « لهو » و « لعب » و « لغو » و « زور » نهی کرده اند و مطابق برخی از روایات آمده در ذیلشان، مراد از آن ها غنا و موسیقی اعلام شده است. البتّه در میان این دسته از روایات نیز تعارض هایی وجود دارد.
2. موارد نادری از سیرۀ رسول اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) ، یا در مکتب اهل سنّت از صحابه و تابعان، که رویکرد و برخورد آن ها با این مسأله را در مقام عمل یا تقریر، گزارش کرده اند. که البتّه در این عرصه نیز اخبار بر جای مانده، تعارض هایی با هم دارند.
3. اخبار و روایات نقل شده در هر یک از مذاهب اسلامی از ناحیۀ پیشوایان دین، که از برخی از آن ها حرمت مطلق غنا و ادوات موسیقی، و از برخی جواز مطلق و از برخی کراهت و از دسته ای از آن ها حرمت یا کراهت غنا در برخی شرایط خاص ، یا در برخی استثنای برخی موارد و شرایط خاص، فهمیده می شود.
به عنوان نمونه، در برخی اخبار، مواردی از غنا مثل نوحه خوانی، تلاوت قرآن و دعا و مانند آن و در برخی دیگر غنای کنیزان به قصد کسب در صورتی که مقرون به حرامی دیگر نباشد و در برخی به شرطی که مردان شنونده یا حاضر نباشند یا در محافل اختلاطی نباشد، استثنا شده اند.
یا برخی از فقهای دوره های میانی شیعه، مصادیق مستحدثه ای مثل مرثیه خوانی و مدّاحی، یا در زمان معاصر به ویژه بعد از انقلاب، غنا در اشعار، یا آوازه خوانی های حماسی و انقلابی و مانند آن را استثنا نموده و جایز دانسته اند.
یا در بحث از موسیقی، در برخی اخبار، دف زدن یا کف زدن، یا برخی ریتم های خاصّ رَجَزخوانی در تحریک لشکر در جنگ و مانند آن، استثنا شده اند. برخی نیز غنا و موسیقی را در بعضی محامل و مناسبت ها - مثل عروسی و زفاف _ یا برخی دیگر در اعیاد فطر و قربان  و مانند آن، به شرط عدم مقارنت با حرام ها و معصیت های دیگر، جایز دانسته اند.
یا برخی فقها در طول تاریخ، در این عرصه، تفصیل های دیگری را قائل شده اند که در این محال مختصر، نمی توان به همۀ آنها پرداخت.
4- تمسّک برخی فقهای اسلامی به اجماع یا شهرت یا اتّفاق.
این چهار دلیل، عمده ادلّه ای هستند که فقها در طول تاریخ، بر محور آن ها به بحث و بررسی دربارۀ غنا و موسیقس پرداخته اند.

عمده نظریّه های صادر شده از ناحیه ی فقهای اسلام در مورد غنا و موسیقی
 عمدۀ نظریّه هایی که در طول تاریخ فقه اسلامی، از ناحیۀ اندیشمندان مختلف، دربارۀ حکم غنا و موسیقی صادر شده، عبارتند از:
1.حرمت مطلق و بدون قید و بند غنا و موسیقی .
که طرفداران این نظریّه بسیار اندک هستند و عمدتأ تا زمان شهید اوّل و دوم، این نظریّه تا حدودی مطرح بوده است. و از میان معاصران، مرحوم آیت الله گلپایگانی ، سیّد صادق شیرازی، و برخی دیگر ، این دیدگاه را دارند.
2. حرمت مطلق به استثنای موارد مجاز اعلام شده در اخبار، مثل عروسی و قرآن خواندن و مانند آن، به شرط عدم مقارنت با حرامی خاص در شریعت اسلامی . مشهور فقهای امامیّه در قدیم، این نظر را داشته اند.
3. جواز مشروط به موارد یا شرایطی خاصّ. که از همان دوره های میانی فقه از زمان شیخ طوسی به بعد، این نظر در گونه های مختلف، مطرح شده  و قیدهایی مثل : مطرب بودن و مطرب نبودن ( مشهور در میان فقهای قدیم و معاصر، از جمله نظر امام خمینی و برخی شاگردان او)،  مناسب مجالس لهو و معصیت بودن (نظر برخی فقها همچون: آیت الله مکارم شیرازی و برخی دیگر)، در بردارندۀ اباطیل یا مطالب حقّه بودن (نظر برخی همچون: فیض کاشانی، سیّد ماجد بن ابراهیم حسینی و دیگران)، موسیقی غنایی و موسیقی غیرغنایی (نظر مرحوم میرزای قمی)، مختص لغو و لعب بودن یا مشترک بودن و مشکوک بودن (نظر امام خمینی و مقام رهبری در برخی نوشته ها یا گفته ها)، مقارن با حرام یا مفسده بودن (نظر آیت الله خویی، مقام رهبری، نیز نظر امام خمینی طبق برخی دیدگاه های نقل شده از وی، و بسیاری از طلایه داران فقه پویا همچون: علّامه جعفری، فیض کاشانی، محقّق سبزواری، شهید مطهری، سیّد کاظم حازی و... )، مناسب با مجالس عیش و خوشگذرانی بودن (آیت الله تبریزی در بعضی مواضع)، کشاندن انسان به سوی مسائل جنسی و خلاف اخلاق یا مهیّج شهوت بودن و تباه کردن عقل (آیت الله  منتظری)، خفّت آوردن و برهم زدن تعادل عقل انسان (برخی از فقها همچون: شیخ انصاری، شهید مطهریّ و .... )، غنای شهوانی و مبتذل ( شیخ انصاری )، دور کردن انسان از خداوند و اخلاق فاضله و نزدیک ساختن او به معصیت ( در برخی نظرات مقام معظّم رهبری)، مترتّّب مفسده بودن (در برخی    نظرات مقام رهبری) و مانند آن.
نیز قابل توجّه است : این که بین زن و مرد، در حکم غنا و موسیقی، فرقی باشد، عمدتأ مستند به اخبار نیست،  جز آن که در یک خبر صحیح از ابو بصیر - که در آن، آواز خوانی زن مقنّیه در عروسی ها به قصد کسب، جایز دانسته شده -  شرط آن، عدم ورود مردان در مجلس، اعلام شده است. امّا در این میان، آیات و اخبار دیگری در غیر این عرصه، وجود دارد که همگی زن را از نظر صوت و آوا و حتّی نوع تکلّم در میان نا محرمان، به مراعات امر کرده اند؛ از این رو به نظر می رسد : این مسأله، از نظر ادلّه، با سایر ابعاد موضوع غنا متفاوت باشد، هرچند که فقها اغلب در این عرصه، در همۀ مباحث و نظرات، زن را استثنا نکرده اند، و بلکه برخی از آنها به عدم فرق نیز تصریح کرده اند؛ امّا یشتر فقها به تک خوانی زن با آواز، ایراد گرفته اند.
چنین برداشت می شود که : اوّلأ باید میان دو مقولۀ آواز خوانی و گوش دادن به آواز، فرق نهاد. وانگهی مطابق اخبار و ادّلۀ قابل توجّهی که مطرح شده است، آواز خوانی زن در میان نا محرمان، مورد نهی واقع شده است، مگر آن که مطابق نظرات بسیاری از فقهاء، این مسئله نیز تابع تشخیص عرف باشد، این که: آیا متناسب با شرایط و یا اماکن و یا موقعیّت های مختلف، این مسئله، مترتّب بر مفسده یا فتنه هست یا نیست ؟ و همۀ این ها در این صورتی مطرح است که موضوع آمده در اخبار و ادلّه، مجمل باشد.

نکات قابل توجه در پویایی استنباط در عرصۀ فقه غنا و موسیقی
در این میان، چند نکته مهم است که به نظر می رسد تفقّه پویا در این عرصه را تقویت کرده و نتیجۀ استنباط را از این آشفتگی، بیرون می آورد.
1.تقویت نگرش کلّی انگاری به مجموعۀ احکام و تعالیم اسلامی به عنوان یک قانون واحد هدفمند و تعیین منطقی گونۀ این موضوع و جایگاه آن در این قانون.
 اجمالأ می دانیم که: یکی از ویژگی های مهمّ فقه پویا، در همین مسئله مندمج است. امام خمینی < ره > که معروف ترین نظریّه پرداز این عرصه، پس از انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود، از این مسئله، تحت عنوان « آلی بودن همۀ احکام فقهی » نام می برد. این که احکام اسلامی همگی در راستای یک سری اهداف متعالی و حکمت های معقول (غیر از عرصۀ تعبّدیات که عقل بشری چندان محوریّت ندارد) وضع شده اند و توجّه به آن ها فقه را در موارد مشتبه و متعارض و مانند آن، به سوی واقعیّت ها رهنمون می سازد.
این نظر، یکی از شاه کارهای خوب حضرت امام < ره > درعرصۀ فقه است که به نظر می رسد محقّقان بعدی ، خوب به آن نپرداخته اند و به نظر حقیر، شاید در آینده، عموم اندیشمندان علوم اسلامی بهتر از این بتوانند، این مسئله را درک کرده و در عرصه های مختلف از آن بهره ببرند. البتّه از دیر باز برخی از ژرف اندیشان شیعه و اهل سنّت نیز از همین حقیقت، تحت عنوان « مقاصد شریعت » یاد کرده اند که خود جای بحث مفصّل دارد.
واقع مطلب این است که : به فرمودۀ شهید مطهری < ره >، اسلام، به ویژه در مسائل اجتماعی و معاملات و حقوق و مانند آن، به دنبال یک سری اهداف متعالی بوده که با مطالعۀ متون و منابع دینی، این مسئله، هر چه بیشتر نمایان تر می شود. به گفتۀ وی - که از همان آبشخور امام خمینی < ره > و بزرگ مردانی دیگر همچون علّامۀ طباطبایی ، فقیه و مفسّر بی نظیر آب خورده بود – دین اسلام، هیچ گاه با زیبایی ها و مظاهر رشد و ترقّی بشری مخالف نیست و از هیچ یک از ابعاد وجودی انسان در مسیر تکامل (یا به گفتۀ مرحوم علّامه محمّد تقی جعفری : از عوامل رشد انسان در« حیات معقول » - غفلت نکرده و به مبارزه با آن ها بر نخواسته است، بلکه به تعبیر نگارنده، در غیر از عرصۀ تعبّدیّات احکام اسلامی ، همۀ احکام، قوانین و تعالیم اسلامی، تنها در پی کاستن برخی مفسده ها و آسیب های اجتماعی و فردی در زندگی بشر ، یا ایجاد نوعی تعادل در میان مقولات مختلف بوده است، که همگی این ها نیز در راستای کمال و تکامل روحی و جسمی و دنیوی و اخروی انسان، سامان دهی شده اند.
از این منظر، نبایستی فراموش کرد که : اصل در احکام غیر تعبّدی - که البتّه فلسفۀ عمومی آن ها آزمایش بشر نیز است -  این است که : احکام اسلامی، از فلسفه ها و مصالح واقعی برخوردارند و بایستی یک فقیه ژرف اندیش، آن ها را خوب شناسایی و درک کند.
البتّه این بعد از مسئله در فقه اسلامی، خود ابعاد مختلف قابل بحث دارد که در غالب کتاب های فقه آمده و از آن به عنوان « تنقیح مناط » نیز یاد شده است؛ امّا درک مصادیق آن به صورت کاربردی، تلاش های بیشتر و بیشتری می طلبد که برخی از ژرف اندیشان متآخّر یا معاصر – همچون: امام خمینی، شهید مطهری، علّامه طباطبایی، علّامه جعفری، مقام معظّم رهبری، شهید بهشتی، شهید صدر و مانند آن ها، که از طلایه داران تفقه پویا محسوب می شوند - در پی این مهم بوده و هستند.
همچنین است در موضوع غنا و موسیقی که انصاف مطلب، آن است که : در هر دو زمینه، در میان مباحث گذشتگان و حتّی در میان گونه های اخبار مرتبط، تعارض و ابهام و اجمال قابل توجّهی، وجود دارد، به گونه ای که به گفتۀ شهید مطهرّی، فقهای اسلام از دیرباز در بحث از « اجمال نصّ » یا « تعارض نصّین » یا « شبهۀ موضوعی »، یکی از مسائلی که همواره به آن مثال می زنند، بحث « غنا » و « موسیقی » بوده است.
بنابراین، مهمترین مشکل موجود در همۀ ادلّه مذکور از غنا و موسیقی، اجمال و تعارض است که حتّی برخی از اندیشمندان، به همین خاطر، این دو موضوع را از ابعاد مختلف ، معرکۀ آرا تلقّی کرده و استدلال قطعی و مطلق به هر دسته از اخبار را خلاف احتیاط و عقل، دانسته اند.
و این ابهام و اجمال، در آیات به کار رفته در قرآن کریم، بسیار بیشتر از روایات و سایر ادلّه است. در این که تعریف دقیق لهو و لغو و زور چیست؟ و مصادیق آن کدام اند؟ به گونه ای که حتّی در خود روایات ذیلیّه - که در مجموع، از ضعف سندی نیز برخوردارند - باز تعارض و اجمال و اختلاف است. حتّی در قیود به کار رفته در غنای حرام و موسیقی حرام – مانند طرب، ترجیع و لهو و مانند آن – نیز در میان لغویان و فقها و اندیشمندان، اختلاف نظر جدّی وجود دارد.
از این گذشته، نتیجۀ استقصا  در احکام اسلامی و آرای فقها در زمینه های مختلف، به خوبی نشان می دهد که : نادر کسی، مطلق لهو و لغو عرفی را سزاوار حرمت و عقاب دانسته؛ بلکه در بسیاری از زمینه های دیگر، به ویژه در زندگی معاصر بشر، بیشتر فقها، رأی به حرمت برخی مصادیق بارز لهو و لعب نداده اند. و شاید از این رو است که برخی محقّقان، مطلق غنا و موسیقی را در همۀ انواع آن، تنها مکروه و یا مخالف مروّت و شخصیّت دانسته و همۀ ادلّه را به این سمت و سو، سوق داده اند.
به هر حال، لازمۀ این بحث اساسی آن است که : به برخی موضوعات مهمّ حیات روز بشری تا روز به روز در سطح دنیا ماهیّت معقول و قابل توجیهی را کسب کرده اند، به گونه ای که در سطوح فردی و اجتماعی و بین المللی، موضوع مورد بحث، از حالت جامد قدیمی و سنّتی خود عدول کرده و به موضوعی بسیط ،  تبدیل شده، که دیگر نمی توان به عنوان یک ابزار فساد و عیّاشی و خفت انگیز و معارض شخصیّت انسانی به آن نگاه کرد، با عینکی دیگر نگریست، حداقل در مواردی که در ادلۀ موجود نیز ابهام است و یا تطبیق واژه ای مذکور با ادلّه، بسیار مشکل است، به گونه ای که گویا یک انصراف معنایی عظیمی در موضوع مورد بحث و عناوین منصوص آن ایجاد شده است. لذا مطابق قواعد فقه پویا، حدأقل باستی در این زمینه، با دقّت و احتیاط بیشتری، نظریّه پردازی نمود.
به عنوان نمونه، امروزه بحث غنا و موسیقی در دنیا، چه در منظر سیرۀ عقلا و چه متشّرعان ادیان دیگر و چه غالب متشّرعان اسلامی، این گونه نیست که تنها اختصاص به عرصه های لهو و لعب و فساد و عیّاشی و مانند آن باشد، به ویژه آن که تعیین دامنۀ  برخی واقعیّت های روز در حیات معقول بشری، مثل نیاز انسان به تنوّع و نشاط و مانند آن – که به اعتقاد حقیر، مطابق روایات دالّ بر مطلوبیّت نشاط و تفریح و فسحت و مانند آن در دین، کاملاً قابلیّت دفاع شرعی نیز دارند – خود رسالتی دیگر بر عهدۀ فقه  پویا است.
آری، امروزه موسیقی به عنوان یک ابزار تبلیغی در زمینه های سیاسی ، فرهنگی، اقتصادی و حتّی مذهبی به شمار می رود و بدیهی است که برخورد خشک و جامدانه با این موضوع، نتیجه ای جز تضیف توانمندی فقه و نیز دین گریزی گسترده، در پی نخواهد داشت.
بر این اساس است که : بسیاری از فقهای ژرف اندیش معاصر، از جمله: شهید مطهری، مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، و برخی دیگر، در نظرات فقهی خود، این مسأله را به خوبی درک کرده و گویا رسالت فقه را در این خصوص، تنها زدودن جوانب آسیب زای فردی و اجتماعی و یا معارض کمال انسانی و مانند آن دانسته اند.
در این دسته از دیدگاه های پویا، تنها نوعی از غنا یا موسیقی حرام دانسته شده که مقرون به حرام ها و معصیت های قطعی دیگر ،  یا مفسده آمیز و یا دور کنندۀ انسان از ارزش ها یا از خداوند و مانند آن محسوب شود. یا مرحوم امام خمینی < ره > به صراحت در چندین جا از استفتائات خود، موارد مشکوک را در این فرایند، مجاز دانسته و تشخیص این مسأله را به عهدۀ عرف نهاده اند. برخی دیگر از فقهای معاصر ژرف اندیش نیز همین رویّه را پیموده و با عبارت های مختلف، همین مفهوم را رسانده اند.
نیز شاید بتوان گفت : قریب به اتفّاق فقهای معاصر – جز اندکی خاصّ – تشخیص لهوی بودن یا مفسده آمیز بودن یا مهیّج بودن یا مطرب بودن را در این عرصه ها، به عهدۀ خود عرف نهاده اند.
البتّه نباید فراموش کرد که : بنیان اصلی این نوع بینش به مسألۀ غنا یا موسیقی را در ابتدا برخی از قدما یا عالمان گذشته، نهاده اند، افرادی همچون: شیخ بهایی، فیض کاشانی، محقّق سزواری، سیّد ماجد بن ابراهیم حسینی و مانند آن ها.
 برخی نیز همچون مرحوم محقّق شعرانی، در این نوع ارجاع های صورت گرفته به عرف، خدشه وارد کرده و گفته اند: محّول کردن به عرف متشرّعان در این زمینه ها، گویا به نوعی دور منطقی است؛ چرا که عرف متشرّعان نیز از فقها تقلید می کنند و فقها نیز به اقوال لغویان مراجعه می کنند و لغویان هم در امثال این عرصه ها خود اختلاف دارند.ا
 به نظر نگارنده: این اشکال، خود خالی از اشکال نیست؛ چرا که قطعاً مراد از مراجعه به عرف متشرّعان، در فقه اسلامی، این گونه نیست که گویای نظر دینی یا مذهبی نشئت گرفته از تقلید آنها باشد که از گفته ها و یا عملکرد علما و فقها تأثیر می پذیرد؛ بلکه مراد بینش اجتماعی آن ها است بدون در نظر گرفتن نظر شرعی و نظرات برخی فقها. این که آیا عرف بدون تأثیر پذیری از نظرات فقهای مختلف، یک غنا یا موسیقی خاصّی را لهو یا مطرب یا مفسده آمیز می پندارند یا نه؟
البتّه در بحث عرف، مباحث مفصّلی بین فقها صورت گرفته که متناسب با مجال ما در این گفتار کوتاه نیست؛ ولی اجمالاً باید دانست که: این بحث نیز خود از تأمّلات فقه پویا و پویا انگاران، استثنا نشده است، به گونه ای که برخی از محقّقان معاصر، به همین جهت، به جای واگذاری به عرف، تشخیص این مسائل را به صورت شخصی به خود اشخاص، محوّل کرده اند.
2. نکتۀ دوم آن که: در فقه پویای موسیقی و غنا، بایستی تلاش کافی در باز شناخت مناط این احکام با تکیه بر داده ها و ادلّۀ موجود ، صورت پذیرد.
در این راستا، برخی عبارت هایی که در صدر و ذیل آیات و اخبار، به نوعی به حکمت ها و مصالح این احکام اشاره دارند، بسیار راه گشا هستند، که به نظر می رسد برخی قیدهای به کار رفته در فتاوای مراجع غطام، همچون « مفسده آمیز بودن » یا « مهیج بودن » یا مانند آن نیز به نوعی به همین مستندات، اشاره دارند.
به عنوان مثال، در برخی از اخباری که در ذیل آیات مربوط به نهی از لهو یا زور آمده، به صراحت، بحث از حق یا باطل بودن شده است؛ لذا می توان گفت: این مسأله به نوعی، مؤیّد نظر برخی محقّقان – همچون فیض کاشانی – دارد که خطّ قرمز اصلی در این موضوعات را همین مسأله  دانسته و غنایی را حرام دانسته اند که در بردارندۀ اباطیل یا سخنان باطل و همسو با عقاید خرافی و کفر و الحاد و مانند آن باشد. به عنوان نمونه، فیض کاشانی عبارت "  بعید عن الفحش و الأباطیل " را آورده است.
یا در آیۀ شریفۀ 32 ازسورۀ احزاب، ضمن نهی زنان از نرم کردن صدا برای نامحرمان، حکمت آن، باعبارت ( لیطمع الذی فی قلبه مرض) قید شده، که از آن بر می آید : حکمت این حکم، حفظ و مصونیّت از طمع نامحرمان و تهییج شهوت آنان است. و از این جهت  است که برخی فقها، صوت و آواز زن را نیز اگر عرفأ مهیّج شهوت و مفسده آمیز باشد، حرام و در غیر این صورت، بلا مانع دانسته اند. همان گونه که مقام معظم رهبری نیز از همین قید، در بیان احکام موسیقی، غنا، رقص و مانند آن، مرتّب، بهره جسته اند.
یا در آیۀ مربوط به لهو، در ذیل آن آمده است: (و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضلّ به عن سبیل الله)، مناط این حکم، دوری از راه خدا اعلام شده است. لذا شاید تنها کسی از فقها که به صراحت از این مناط  بهره برده، مقام معظّم رهبری است که در جایی از استفتائات خود، ملاک غنای حرام یا موسیقی حرام را دور کردن انسان از خدا و وارد کردن او در معصیت، اعلام کرده است.
یا درخبر «ابو بصیر» وقتی از امام علی (ع) دربارۀ حکم آوازه خوانی زن در محافل عروسی سؤال می شود، می فرماید: " جایز است به شرطی که مردان بر آن ها داخل نشوند ".
اگر چه برخی فقهای قدیم، این گونه موارد را از باب استثناء دانسته اند، و برخی متأخّران هم – مثل محقّق خواجویی و مانند آن – بر آن تأکید دارند، امّا مطابق  نظر  پویا انگاران، در این جا می توان قاعدۀ « تنقیح مناط » را جاری کرد، که مطابق آن، معصوم در پی بیان یک مناط کلّی برای غنای حرام است و آن « مقرون بودن با حرامی دیگر » است که خوف مفسده در آن نیز موجود است. یعنی: خواندن زن در بین مردان یا محافل اختلاطی  حرام است نه هر غنا و آوازه خوانی.
یا در خبری که در «قرب الإسناد» آمده، از امام کاظم (ع) دربارۀ غنا و شادی در مراسم عید فطر و قربان و مانند آن پرسیده می شود، امام می فرماید: « بی ا شکال است مادامی که: لَم یُعصَ بِهِ »؛ یعنی: تا وقتی که به سبب آن معصیتی شرعی نشود، اشکال ندارد.
وهمین گونه است بحث دربارۀ حدیثی از رسول اکرم (ص) که فرمود: « عروسی را به واسطۀ زدن غربال، علنی تر کنید». به این مناط که: اگر فایده ای عقلایی که مورد توصیۀ شرع نیز است، بر غنا و موسیقی مترتّب باشد، به شرط عدم انضمام آن با معصیت و حرامی شرعی، جایز است.
یا اخبار و فتاوایی که به به همین ترتیب، غنا در برخی عرصه ها مثل: قرآن خواندن، دعا خواندن، مدّاحی، مرثیه سرایی، حماسه خوانی و مانند آن را مجاز دانسته اند، که همگی به این مناط هستند که: در آن ها فوایدی عقلایی و عرفی دیده شده است. پس مراد از موسیقی و غنای حرام، انواع خاصّی از آن هستند و در سایر موارد، به ویژه در مواردی که کاربرد عقلایی و منطقی و عرفی و عاری از مفسده و فتنه داشته باشند، از حکم حرمت و با حتّی کراهت، خارج می شوند. به گونه ای که حتّی شیخ صدوق (ره) مطلق کلمات محقّه را با آواز خواندن، جایز دانسته است. یا همان گونه که طلایه داران تفقّه پویا بعد از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی، خواندن اشعار انقلابی را با نماد موسیقی جایز دانسته اند. یا بسیاری از فقهای متأخّر و معاصر دیگر نیز همین متد را در محدوده ها و زمینه های متفاوت پیموده اند.
براین اساس، اجماع نقل شده در برخی کتاب های قدما که مطلق موسیقی و غنا را مطرح کرده اند، اجماع کاشف از حکم معصوم نخواهد بود و بلکه به نظر می رسد: بنابر شرایطی خاصّی که در این دوره ها  حاکم بوده، این اجماع ها همچون برخی اجماعات نقل شدۀ دیگر در کتب فقهی، بدون تآمّل در ابعاد مسأله، تصوّر شده و نقل گردیده است.
امّا این، مباحث ، حاصل تفقّه پویا است که در مقابل تفقّه برخی فقهای دوره های میانی فقه شیعه به ثمر نشسته ، به گونه ای که برخی از آنها به صورت مطلق، حتّی در قرآن خوانی و مانند آن نیز غنا ، مرجّع و مطرب  و  حرام دانسته  شده است، مثل نظر شهیدین و پیروان آن ها.
یا بخش قابل توجّهی از فقهای دوره های میانی به بعد، حتّی مطلق مرثیه سرایی و مدّاحی را از مصادیق غنا و حرام دانسته اند. در صورتی که برخی از محققان و فقهای قدیم، از همان دیر باز، این موارد را از غنا استثنا کرده اند، مثل: محقّق ثانی، شیخ علی، ملّا شاه محمّد، محقّق سبزواری و مانند آن ها.
بلکه در خصوص این عرصه ها، حتّی روایاتی داریم که از حدّ جواز فراتر رفته و در برخی عرصه ها به نوعی تأکید بر سنّت بودن غنا دارند. مثل عروسی ها و قرائت قرآن و مانند آن. به عنوان نمونه، سیّد مرتضی در امالی  خود از «ابن عبیده» روایت نقل می کند که: « من لم یتغنّ بالقرآن فلیس منّا »، و بر همین اساس، محقّق سبزواری، حکم بر استحاب غنا در قرأت قرآن و عرصه های  مشابه داده است.
3. نکتۀ سوم آن که: به اعتقاد حقیر، علاوه بر وجود اخبار دلالت کننده بر جواز برخی ابعاد غنا و موسیقی – که حتّی در فرآیند استنباط سنّتی نیز مورد توجّه است - به نظر می رسد: در این عرصه حتّی می توان فرجه ای برای سیرۀ عقلا نیز به عنوان یکی  از ابرازهای مهّم فقه اسلامی باز کرد. حدأقل در این محدوده که: اگر تنها فقهای نظریّه پرداز شیعه را در طول تاریخ فقه شیعه، از زمرۀ این عقلا بدانیم، تاریخ تحوّل نظرات موجود در میان خود آن ها گواه خوبی است که عقلای منشرّعان، به نوعی در طول تاریخ، برخورد مطلق و جامدانه با این موضوعات، را منطقی ندانسته و علاوه بر موارد استثنا شده در ادلّه، به مرور زمان، برخی مناط ها را کشف کرده و پذیرفته اند و در هر دوره ای، در مواجهه با برخی موارد معقول و منطقی، حکم اوّلیّه را بر خلاف اجماع  مذکور، تعدیل کرده اند.
به عنوان نمونه، از موارد استثنا شده در اخبار که بگذریم، برخی در همان قرون اوّل تا پایان قرن چهارم – همچون شیخ صدوق و دیگران – خواندن کلمات محقّه به غنا یا خواندن کلمات دالّ بر عظمت الهی  و مانند آن را مجاز شمرده اند.
در دوره های بعدی، پس از یک سری مقاومت ها، مشهور فقها، غنا در مرثیه خوانی و مدّاحی را نیز مجاز شمردند. و در دوره های معاصر، اشعار حماسی و انقلابی و مانند آن را نیز مجاز دانستند.
 بنابراین، از خود این سیرۀ فقها به عنوان عاقل ترین عقلای متشرّعان، چنین بر می تابد که: این مسیر تعدیل کننده همواره در این عرصه، پیموده شده و متناسب با شرایط پیش آمده و درک درست از ماهیّت زمینه های مختلف، و اطمینان از مفسده آمیز نبودن آنها به مرور زمان، حرمت مطلق ، مورد تعدیل قرار گرفته است . به عبارتی دیگر، عرف متشرّعان نیز این رویّه را به دور از منطق  نمی شمارند.

فرضیّۀ نگارنده در فرآیند استنباط پویای مسألۀ غنا و موسیقی
در مجموع، به نظر می رسد: غنا و موسیقی،  همان گونه که برخی ژرف اندیشان از معاصان نیز به آن اشاره کرده اند، به خودی خود، از مصادیق محرّمات به شمار نمی روند؛ بلکه تنها در صورت مقارنت با یک سری قیود و شرایط یا حرام های دیگر، حرام هستند.
بلکه این دو مقوله، از تراوش هنری بشر در طول تاریخ سرچشمه گرفته و مدام در راستای اغراض مختلف و مقاصد منفی یا مثبت، به کار بسته شده است. از این رو، به حکم شرع پویا  و نیز به حکم عقل و منطق، مبارزه با اساس این دو مقوله، بسیار نا بجا و بلکه به نوعی جمود گرایی آشکار است. لذا بایستی از این هنر انسانی، در مسیر فراهم ساختن نشاط جامعه و آرامش روحی مثبت و تبلیغ شعائر دین و ارزش های انسانی و دینی و نیز ابراز احساسات معقول و منطقی و به دور از مفسده و فتنه و معصیت، بهره ای هنرمندانه و کار آمد جست و به جای سرکوب جامدانه و عقب نشینی تدریجی در قالب حکم تجویز به برخی مصادیق آن، به صورت پویا و منعطف و موافق با قواعد عقلی فهم دین، در این زمینه تصمیم گیری کرد؛ چرا که در واقع، معنای دقیق پویایی فقه نیز همین است.
در طول تاریخ فقاهت در اسلا، به ویژه پس از انقلاب اسلامی در ایران، بزرگان بسیاری در این عرصه، مجاهدت های علمی پویایی را به خرج داده و علی رغم کوتاه فکری برخی عوام و خواص، سعی کرده اند تا زمینه های استنباط پویا و منطقی و واقع نگرانه را در دین فراهم آورند.  بر خلاف تصوّر برخی محقّقان، توسعۀ این عرصه، هرگز به معنای تضعیف احکام دین یا تضعیف پایه های اجتهاد، یا بع تعبیر برخی ها اجتهاد در مقابل نصّ نیست؛ بلکه با توجّه به نوع مطالبی که در ابعاد مختلف مسئله گفته شد، به نظر حقیر، حتّی در قالب تفقّه غیر پویا نیز حکم به حرمت مطلق موسیقی و غنا مشکل دارد د؛ امّا هنر فقه پویا آن است که ملاک ها و گزاره های مرتبط را خوب شکافته و متناسب با واقعیّات زمان و مکان و شرایط مستحدثه، نتایجی منطقی اتخّاذ کند.
ازاین رو، در فقه پویا، در عرصۀ موسیقی و غنا، بایستی به جای فرد فرد مصادیق و قیود آمده در اخبار و فتاوا  - که علاوه بر ابهام و تعارض، برخی از آن ها مستند درستی هم ندارند - مقتضیات خاصّ این بحث و ملاک ها و معیار های اساسی آن را خوب درک کرد.
به عبارتی دیگر، باید دید چه نوع چراغ قرمزهایی در این عرصه های هنری، مدّ نظر اسلام بوده که موجب شده تا محدودیّت هایی را اعمال کند و حکم ایده آل و متناسب با آفات و آسیب های احتمالی که بتواند همسو با انواع واقعیّت های پذیرفته شده باشد چیست؟
با توجّه به همه مطالبی که گفته شده، به نظر می رسد: چند چراغ قرمز مهم در انواع داده های مربوط به فقه موسیقی و غنا مطرح است که می توان آن ها را به صورت قطعی در محدوده گزاری این عرصه ، در نظر گرفت. این پارامترها عمدتاً از اخبار و آثار مختلف و گفته های مستنبطان و نیز قواعد عقلی و منطقی و تجربۀ بشری ، قابل برداشت هستند و در یک نگاه کلّی، عبارتند از:
1.حرمت غنا یا موسیقی که مقارن با حرام یا معصیت مسلّم شرعی باشد.
2. حرمت غنا یا موسیقی که عرف متشرّعان به وضوح و به تجربه بتوانند مفسده آمیز بودن آن را اثبات کنند.
3. حرمت غنا یا موسیقی که خود مکلّف در رابطه با آن ها، احتمال وقوع در فتنه یا مفسده یا معصیت بدهد.
4.حرمت غنای زن در جمع مردان نامحرم، مگر آن که گوش دادن به آواز زن آوازه خوان که اعتقادی به حرمت ندارد و در گوش دادن به آن ها احتمال وقوع در فساد و معصیت مشخص نرود، بلا اشکال باشد.
5.حرمت غنا یا موسیقی که در محافل مخصوص به فساد و معصیت اجرا می شود.
6.حرمت هر گونه غنا یا موسیقی که در محتوای آن ها حرف های باطل و مخالف ارزش های انسانی و دینی و مذهبی گنجانده شود.
7.حرمت هر گونه غنا یا موسیقی که اجرای آن ها یا شرکت در محافل مرتبط با آنها و گوش دادن به آنها، عرفأ بسیار خفّت آمیز و مخالف شخصیّت انسانی تلقّی شود.
این خلاصه ای بود از نتایج تحقیقات ما در خصوص حکم « غنا و موسیقی » که در راستای تفقّه پویا به عمل آمده است. در ادامۀ بحث، پس از اندکی کلّیّات و موارد مفهوم شناسی دقیق تر، به صورت مفصّل این فرایند بحث را با ذکر اقوال و مستندات و شواهد و قرائن دیگر، طی نموده و به تحلیل و تبیین آن ها خواهیم پرداخت.

Tags: فقه اجتهاد استنباط اسلام موسیقی غنا آواز