اخلاق اسلامی

 
                   

نویسنده: حمید احمدی جلفایی

                                                           بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

آغاز سخن

                   «باطن خود را مزيّن كن به اخلاق جميل
                                                                         كانچه مى ‏ماند به حُسن لا يزال، اين است و بس»

شايد يكى از متداول‏ترين و مشهورترين واژه ‏هاى ارزشى و آرمانى  كه در ميان عموم مردم در سرتاسر اين دنياى پهناور، اعمّ از خواصّ و  عوام، مورد استفاده قرار مى‏ گيرد، واژه «اخلاق» باشد.
 در همه‏ جاى دنيا  و در ابعاد مختلف زندگى بشر، انسان‏ها در انواع ارزيابى‏ هاى خود ـ چه  به صورت فردى و چه اجتماعى ـ از اين واژه، بهره مى ‏گيرند.
 به عنوان  نمونه، عموم مردم، در انواع گزينش‏هايى كه انجام مى ‏دهند، يكى از ملاك‏هاى اصلى  را اخلاق شخص در نظر مى‏ گيرند؛ وقتى به دنبال رفيق مى ‏گردند، سعى  مى ‏كنند شخص با اخلاق و خوش‏ اخلاقى را برگزينند؛ وقتى  مى‏ خواهند با كسى شراكت و يا معامله‏ اى را ترتيب دهند، اشخاص با  اخلاق، در اولويّت هستند؛ وقتى مى‏ خواهند دخترشان را شوهر دهند،  درباره اخلاق او تحقيق مى ‏كنند؛ وقتى مى‏ خواهند زن بگيرند، باز  اخلاق همسر مورد انتخاب، برايشان اهميّت ويژه ‏اى دارد... و  همين‏ گونه در همه ابعاد زندگى بشر، به صورت عمومى، اين موضوع،  فراوان‏تر از هر موضوع ارزشى ديگر، مرتّب به كار گرفته مى‏ شود.
به  جرأت مى‏ توان گفت: درست از زمانى كه بشر، پا در اين عرصه خاكى  نهاده، به نوعى با اين مسئله، به صورت ناخودآگاه درگير بوده و در  سطوح مختلف، درباره آن انديشيده است.

اصول مداحی 1

اصول و بایسته های مدّاحی و روضه خوانی برای اهل بیت  علیهم السلام (1)

 

 نویسنده: حمید احمدی جلفایی

 پیشگفتار
« مدّاحی » در اصل از مادّۀ « مدح » در لغت عربی، به معنای ستایش، ثنا به صفات جمیله و توصیف به نیکویی، در مقابل « ذمّ » به معنای نکوهش و یاد کردن به بدی آمده است [ لسان العرب، دهخدا ]. « مدّاح » در اصل، یعنی بسیار ستایش کننده و مدح کننده و آفرین سرا است [ پیشین ].
« روضه خوانی » یعنی خواندن « روضه » عبارتی ترکیبی است که مهمترین گزارۀ آن « روضه » است. « روضه » در اصل به معنای باغ و گلزار و گلستان است، امّا در ادبیات دینی، « روضه » به یک سری مطالب در مقام ذکر مردگان نیز گفته می شود که چون بلبل، در باغ و گلشن عمومأ می خواند، این کاربرد به نوعی اشاره به خواندن بلبل وار و تعظیم مکان آن در قالب تشبیه آن به روضه و گلزار دارد.
 البتّه این در شرایطی است که مطابق دیدگاه برخی، اعتقاد داشته باشیم که: این عبارت، از دیرباز مورد استعمال واقع می شده است، امّا اگر همان گونه که عدّه ای معتقدند و به نظر نگارنده نیز همین درست است، پذیرفته شود که: این عبارت، در ادبیات گفتاری ما بعد از کتاب « روضة الشهداء » اثر ملّا حسین واعظ کاشانی، مشهور شد و تا قبل از آن، مورد استعمال واقع نمی شد، باید گفت: روضه در نام کتاب او باز به همان معنای باغ و گلشن و گلزار است که در آن مقتل و ذکر و ثنا و تعزیه و مصیبت و مدح هر یک از معصومان (ع) و اولاد آن ها را به منزلۀ گل ها و شکوفه ها و لاله ها و مانند آن گرفته که در این گلستان جمعند. یا خود آن بزرگواران را همچون گل های این گلستان، به صورت مجاز بر ذکر آن ها نیز سریان داده است [ نک: عمید، دهخدا، آنندراج ]
بنابراین مطابق این گفته، این اصطلاح پس از قرن دهم به وجود آمده و منشأ آن کتابی است که ملّاحسین کاشفی معاصر با سلطان حسین بایقرا و امیر علی شیر نوایی در قرن دهم نوشت و پس از آن، چون در میان تعزیه خوانان بسیار معروف شد، به مرور زمان، اصطلاح روضه خوانی در زبان مردم ولایی و عزادار، در محافل و مجالس، رایج شد. یعنی: مراد از روضه خوانی در زمان های اولیۀ شکل گیری این استعمال، خواندن کتاب « روضۀ » ملّا حسین کاشفی بوده است [ ناظم الأطبّاء، آنندراج ] ؛ امّا امروزه خود این عبارت، بیشتر از مدح خوانی یا مصیبت سرایی یا تعزیه خوانی، در این راستا به کار می رود و این عبارت، معمولأ به همان معنای مذکور در محافل و مجالس عزاداری اهل بیت  (ع) یا حتّی در عزاداری های، آن را به کار می برند.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله مباحث مربوط به تفسیر اثری، اصول و بایسته های آن، عرضه خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله مباحث مربوط به اصول و مبانی نقد حدیث، عرضه خواهد شد.

تفسیر اثری .1

تفسیر اثری، اصول، مبانی نقد و داده های آن

پژوهشگر و نویسنده: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار

اهمیّت « قرآن » به عنوان جاودانه ترین اعجاز رسول خاتم اسلام ( ص) و برترین کلام آسمانی و محبوب ترین کتاب در میان همۀ فرقه های اسلامی و به ویژه مهمترین منبع در استنباط احکام دینی و عالم ترین میزان در ارزیابی همۀ نظریّه ها و کردارها و رفتارهای بشری، آن چنان روشن است که در مکتب اسلام، نیازی به پردازش ندارد.
از این رو، تفسیر قرآن کریم و کشف مدلول آیات مختلف آن نیز از همین درجۀ ارزش و اهمیّت، برخوردار است. در این میان، جایگاه تفسیر اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به عنوان برترین، استوارترین و مصون ترین تفسیر کلام وحی، به دلالت عقل و نقل، جایگاه بسی ممتاز است.
به فرض احراز انتساب تفاسیر روایی به اهل بیت عصمت و طهارت ( ع )، این نوع تفسیر، مطمئن ترین و دقیق ترین تفسیر به شمار می رود؛ هر چند که آمیخته بودن اطلّاعات، گزارش ها و اخبار معتبر به غیر معتبر یا واقعی به جعلی و تحریف شده، در این زمینه نیز همچون سایر عرصه های نقل، موجب شده از درجۀ اهمیّت این نوع تفسیر، کاسته شود و به همین خاطر است که «بررسی صحّت صدور و اعتبار سنجی روایات تفسیری » نیازمند روشمندی خاصّ و تلاش های مخصوص است.

مبانی اخلاق 1

اصول و مبانی اخلاق اسلامی (1)

     نویسنده: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار

                             «باطن خود را مزيّن كن به اخلاق جميل
                                                                              كانچه مى‏ ماند به حُسن لا يزال، اين است و بس»
شايد يكى از متداول‏ترين و مشهورترين واژه‏ هاى ارزشى و آرمانى  كه در ميان عموم مردم در سرتاسر اين دنياى پهناور، اعمّ از خواصّ و  عوام، مورد استفاده قرار مى ‏گيرد، واژه «اخلاق» باشد.
 در همه‏ جاى دنيا  و در ابعاد مختلف زندگى بشر، انسان‏ها در انواع ارزيابى‏ هاى خود ـ چه  به صورت فردى و چه اجتماعى ـ از اين واژه، بهره مى ‏گيرند.
 به عنوان  نمونه، عموم مردم، در انواع گزينش ‏هايى كه انجام مى‏ دهند، يكى از ملاك‏هاى اصلى  را اخلاق شخص در نظر مى‏ گيرند؛ وقتى به دنبال رفيق مى ‏گردند، سعى  مى ‏كنند شخص با اخلاق و خوش ‏اخلاقى را برگزينند؛ وقتى  مى‏ خواهند با كسى شراكت و يا معامله‏ اى را ترتيب دهند، اشخاص با  اخلاق، در اولويّت هستند؛ وقتى مى‏خواهند دخترشان را شوهر دهند،  درباره اخلاق او تحقيق مى‏كنند؛ وقتى مى‏ خواهند زن بگيرند، باز  اخلاق همسر مورد انتخاب، برايشان اهميّت ويژه ‏اى دارد... و  همين‏ گونه در همه ابعاد زندگى بشر، به صورت عمومى، اين موضوع،  فراوان‏تر از هر موضوع ارزشى ديگر، مرتّب به كار گرفته مى‏ شود.
به  جرأت مى ‏توان گفت: درست از زمانى كه بشر، پا در اين عرصه خاكى  نهاده، به نوعى با اين مسئله، به صورت ناخودآگاه درگير بوده و در  سطوح مختلف، درباره آن انديشيده است.