1. ملا عبد اللّه مجلسی (برادر علامۀ مجلسی)

بسم الله الرحمن الرحیم، و به نستعین

«حدیث» از مهم‏ترین عناصر در راستای شناخت اسلام و احکام و آموزه‏ های متنوّع آن در فرهنگ اسلامی به شمار می‏ رود و به اعتقاد اندیشمندان این حوزه، شناخت آن، به شناخت مفهوم و مدلول آن از یک طرف و شناخت اعتبار و احراز صحّت صدور آن از طرف دیگر، وابسته است.

اخلاق اسلامی

 
                   

نویسنده: حمید احمدی جلفایی

                                                           بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

آغاز سخن

                   «باطن خود را مزيّن كن به اخلاق جميل
                                                                         كانچه مى ‏ماند به حُسن لا يزال، اين است و بس»

شايد يكى از متداول‏ترين و مشهورترين واژه ‏هاى ارزشى و آرمانى  كه در ميان عموم مردم در سرتاسر اين دنياى پهناور، اعمّ از خواصّ و  عوام، مورد استفاده قرار مى‏ گيرد، واژه «اخلاق» باشد.
 در همه‏ جاى دنيا  و در ابعاد مختلف زندگى بشر، انسان‏ها در انواع ارزيابى‏ هاى خود ـ چه  به صورت فردى و چه اجتماعى ـ از اين واژه، بهره مى ‏گيرند.
 به عنوان  نمونه، عموم مردم، در انواع گزينش‏هايى كه انجام مى ‏دهند، يكى از ملاك‏هاى اصلى  را اخلاق شخص در نظر مى‏ گيرند؛ وقتى به دنبال رفيق مى ‏گردند، سعى  مى ‏كنند شخص با اخلاق و خوش‏ اخلاقى را برگزينند؛ وقتى  مى‏ خواهند با كسى شراكت و يا معامله‏ اى را ترتيب دهند، اشخاص با  اخلاق، در اولويّت هستند؛ وقتى مى‏ خواهند دخترشان را شوهر دهند،  درباره اخلاق او تحقيق مى ‏كنند؛ وقتى مى‏ خواهند زن بگيرند، باز  اخلاق همسر مورد انتخاب، برايشان اهميّت ويژه ‏اى دارد... و  همين‏ گونه در همه ابعاد زندگى بشر، به صورت عمومى، اين موضوع،  فراوان‏تر از هر موضوع ارزشى ديگر، مرتّب به كار گرفته مى‏ شود.
به  جرأت مى‏ توان گفت: درست از زمانى كه بشر، پا در اين عرصه خاكى  نهاده، به نوعى با اين مسئله، به صورت ناخودآگاه درگير بوده و در  سطوح مختلف، درباره آن انديشيده است.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله مباحث مربوط به علوم حدیث و شاخه های مختلف آن، به روش تحلیلی و مقارن، عرضه خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله مباحث مربوط به اصول و مهارت های سند پژوهی در عرصه ی حدیث، عرضه خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، احادیثی معتبر از منابع شیعه و سنی برگزیده و شرح خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله مباحث مربوط به اصول و مبانی نقد حدیث، عرضه خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، نمونه های عینی از احادیث ضعیف یا معلل و معیوب از نظر متن، برگزیده و مورد نقد و بررسی قرار  خواهد گرفت.

تاریخ حدیث بحرین

1. جستاری در پیشینۀ تشیع در بحرین

مهدی سلیمانی آشتیانی**

 

چکیده
در جغرافیای تاریخی، «بحرین» به تمامی سرزمین‌های واقع در سواحل غرب و جنوب خلیج فارس (حدفاصل بصره و عمان) اطلاق می‌شود.
این منطقه همواره مورد اقبال شیعیان و دوست‌داران مکتب اهل بیت(ع) بوده است. قیام‌ها و جریان‌های میانۀ سدۀ سوم هجری در بحرین، گاهی رنگی از ایده‌های شیعی داشت. این مسئله باعث شد تا برخی، این جریان‌ها را باعث رواج شیعه‌گری در بحرین دانسته‌اند. ولی کاووش در منابع اولیۀ تاریخی و روایی، ما را، با پیشینۀ تشیع و شخصیت‌های تأثیرگذار شیعیِ بحرین آشنا می‌کند که می‌تواند سابقۀ تشیع در این خطه را به عصر ورود اسلام به آن جا و زمان حیات ائمۀ اطهار (ع) برگرداند.

کلیدواژه‌ها: بحرین، تشیع، راویان، حدیث، عبد القیس.

تاریخ حدیث پژوهی

پژوهشهاي حديثي در بصره تا قرن سوم هجري

(معرفی تفصیلی کتاب:مدرسة الحديث فى البصرة حتى القرن الثالث الهجرى, امين القضاة)

 

 نویسنده: مهدي هوشمند

 

شناسۀ اثر
مدرسة الحديث فى البصرة حتى القرن الثالث الهجرى, امين القضاة, بيروت: دار ابن حزم, 1419ق/1998م, 672 ص, اول, وزيرى.
 بصره در زبان عربى به سنگ سستى گفته مى شود كه در آن, لكّه هاى سفيد به چشم مى خورد.(1)   گفته شده كه علت نامگذارى بصره به اين اسم, سست بودن اكثر زمين هاى آن جاست.(2) 
 بعضى نيز مى گويند هنگامى كه مسلمان ها وارد بصره شدند و چشمشان به ريگزارهاى آن افتاد, گفتند: «اين زمين, بصره است», و اين نام بر روى آن شهر باقى ماند.(3)
 بصره, نام دو شهر است: يكى در عراق و ديگرى در مغرب,(4)   ولى آنچه مورد نظر است, شهر بصره واقع در 240 كيلومترى جنوب شرقى بغداد است.
 مورخان بر اين نكته, اتفاق نظر دارند كه بصره در سال چهاردهم هجرى پايه گذارى شد و فتح آن به دست عتبة بن غزوان و به دستور عمر بن خطاب صورت گرفت.(5)  گفته شده كه همراه عتبة بن غزوان, دويست و هفتاد نفر از صحابيان و تابعيان, وارد اين شهر شدند كه اين تعداد در زمان اميرمؤمنان(ع) به شش هزار نفر رسيد.(6)

 

تفسیر اثری .1

تفسیر اثری، اصول، مبانی نقد و داده های آن

پژوهشگر و نویسنده: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار

اهمیّت « قرآن » به عنوان جاودانه ترین اعجاز رسول خاتم اسلام ( ص) و برترین کلام آسمانی و محبوب ترین کتاب در میان همۀ فرقه های اسلامی و به ویژه مهمترین منبع در استنباط احکام دینی و عالم ترین میزان در ارزیابی همۀ نظریّه ها و کردارها و رفتارهای بشری، آن چنان روشن است که در مکتب اسلام، نیازی به پردازش ندارد.
از این رو، تفسیر قرآن کریم و کشف مدلول آیات مختلف آن نیز از همین درجۀ ارزش و اهمیّت، برخوردار است. در این میان، جایگاه تفسیر اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به عنوان برترین، استوارترین و مصون ترین تفسیر کلام وحی، به دلالت عقل و نقل، جایگاه بسی ممتاز است.
به فرض احراز انتساب تفاسیر روایی به اهل بیت عصمت و طهارت ( ع )، این نوع تفسیر، مطمئن ترین و دقیق ترین تفسیر به شمار می رود؛ هر چند که آمیخته بودن اطلّاعات، گزارش ها و اخبار معتبر به غیر معتبر یا واقعی به جعلی و تحریف شده، در این زمینه نیز همچون سایر عرصه های نقل، موجب شده از درجۀ اهمیّت این نوع تفسیر، کاسته شود و به همین خاطر است که «بررسی صحّت صدور و اعتبار سنجی روایات تفسیری » نیازمند روشمندی خاصّ و تلاش های مخصوص است.

حدیث نگاران شیعه

                                                           1. مشهورترین حدیث نگاران سدۀ سوم و چهارم  

نویسنده: استاد سیّد محمّد کاظم طباطبایی

                                                             

درآمد
سده‌های سوم و چهارم هجری، آکنده از وجود راویان و محدثان مشهوری است که با آثار خویش ماندگار شده‌اند. آن‌گونه که از بررسی تاریخ و کاوش در مصنفات شیعی به دست می‌آید، این دوران فضای خاصی داشته است؛ که پیامد آن تربیت شاگردان و رواج محدثین و نگارشگران حدیث بوده است.
کتب اربعۀ شیعه، که مهم‌ترین مرجع حدیثی شیعیان است، در این دوران نگارش یافته و ماندگار شده است. ارکان مباحث رجالی (یعنی کتب اربعۀ رجالی) نیز در این دوران نگارش یافته است. بنیان ماندگار تفسیر مأثور، از این دوران به جا مانده است و... . این دوران آن‌سان زیبا و تأثیرگذار است که انسان را به حیرت وا می‌دارد. از این رو، تنها به یادکرد مشهورترین و تأثیرگذارترین محدثان این دوره بسنده می‌‌کنیم؛ یعنی افرادی که در زمان خویش با نگارش اثری مهم، تأثیری شگرف بر فرهنگ و معارف شیعی گذاشته‌اند. بزرگوارانی چون ثقة‌الاسلام کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید رضی و شیخ طوسی در این گروه قرار می‌گیرند. به جز این گروه، از دیگر محدثان و مؤلفانی که به گونه‌ای از آوازه و شهرت برخوردارند نیز یاد خواهد شد. بنابراین از یادکرد بسیاری از افراد دیگر صرف نظر می‌کنیم.

در محضر حديث (عمومي). 1

 عقل چراغ خانۀ دل


نويسنده : حميد احمدي جلفايي

پيشگفتار

«حديث» واژه اي عربي و در اصل به معناي هر چيز نو و جديد است (فراهيدي،ج3، ص 177، مادّۀ «حدث») .
و گفتار و سخن را نيز حديث مي نامند از آن جهت كه هر سخني نسبت به سخن قبل از خود، تازگي دارد (فيّومي، ج2، ص 124).
امّا در اصطلاح ديني، حديث به گفتار يا نوشتاري گفته مي شود كه به نوعي حكايت از سخن، فعل يا تقرير و تأييد معصومان دين (ع)دارد (شهيد ثاني ،الرعايه، ص 50).
صرف نظر از صحيح يا ناصحيح بودن برخي احاديث يا جعلي بودنشان، كه در واقع پس از احراز ناصحيح بودن يا جعلي بودن ، ديگر حديث نيست،اهميّت «حديث» در مكتب اسلام،از تعريف آن پيدااست؛ چرا كه حكايت از سخنان و كردارهاي بهترين راهنمايان طريق كمال و سعادت،آن چهارده گل بي عيب دارد؛ همان ها كه كلامشان نور و نفسشان چونان نفخۀ صور و خبر خواهي شان نسبت به بشر،مشهور است .
آنچه در عرصۀ «حديث» مهّم است، تشخيص موارد صحيح و معتبر آن از احاديث غير معتبر و ضعيف است، كه نياز به كارشناسي هاي دقيق دارد و كار هر كسي نيست.
غير قابل انكار است كه: در منابع حديثي شيعه و سنّي، احاديث ضعيف و به ويژه جعلي بسياري، توسّط كج فهمان و كج انديشان،غالیان،افراط گران، دشمنان اهل بيت عصمت و طهارت (ع)، دشمنان اسلام، طمّاعان و هوسرانان، حكومت هاي سودجو و مانند آن وجود دارد كه بااهداف و اغراض مختلف، در طول تاريخ هزار و پانصد سالة اسلام،وارد منابع اسلامي شده و همواره بيشترين ضربه را بر پيكرۀ فرهنگ اسلامي وارد ساخته است .

درسنامۀ شناخت روشمند جوامع حدیثی .1

سلسله مباحث ارائه شده در مرکز تخصصی حدیث حوزۀ علمیّۀ قم، برای طلاب سطح 3

(در نیم ترم اوّل از سال 1394 ش)

 

استاد: حمید احمدی جلفایی

 

(درس اول)

 

پیشگفتار

«حدیث» در طول تاریخ اسلام، همواره یکی از عناصر مهم در راستای مطالعات اسلامی، در زمینه‏های مختلف، اعمّ از: فقه و احکام شرعی، عقاید و کلام، تاریخ و سیره، اخلاق، تفسیر، حکمت و مانند آن، بوده است. به ویژه آن‏که همۀ فرقه‏ های اسلامی، جز برخی قرآنیانِ محض یا مخالفان مطلق حجیّت اخبار و احادیث ـ که شاید، مصداق خارجی قابل توجّهی نداشته باشند ـ «حدیث» را از گونه‏ های مهم «سنّت» در عرصة استنباط احکام شرعی، تلقّی می‏ کنند.
تفاوت مذاهب اسلامی، تنها در مصادیق حدیث یا سنّت معتبر است که ریشه در مباحث کلامی و اعتقادی دارد؛ این‏که مشهور شیعیان، علاوه بر احادیث معتبر رسول اکرم (ص)، احادیث معتبر اهل بیت معصوم آن حضرت - از وصی بر حقّش امام علی (ع) گرفته تا غائب منتظر – را حجّت می‏ دانند؛ امّا مشهور اهل سنّت، احادیث رسول اکرم (ص) و صحابة آن حضرت را، یا بسیاری از آنان علاوه بر آن، احادیث تابعان را نیز حجّت می‏ شمارند.
لذا در یک نگاه مشترک، «حدیث» را چنین تعریف کرده‏ اند:
«حدیث» گزارشی است که حکایت از سخن، کردار و تقریر پیشوایان دین دارد. [نک: الرعایة، ص 50؛ القوانین، ص 409، علوم الحدیث و مصطلحه (صبحی صالح)، ص 141].
«سنّت» نیز که در لغت به معنای سیره و روش است [لسان العرب 13/226]، در اصطلاح دینی، گاه به معنای مترادف با حدیث، گاه فقط به معنای کردار و تقریر پیشوایان دین در مقابل حدیث به معنای گفتار آنان، گاه به معنای مقابل فریضه، و گاه در مقابل بدعت، به کار رفته است [نک: المختصر الوجیز (خطیب)، بخش مقدّمه؛ المعتبر (حلّی)، ص 28؛ اصول الفقه الإسلامی، 2/450؛ مقیاس الهدایه 1/69؛ إرشاد الفحول، ص 31].

روایت و درایت در عرصۀ سیاست(1)

چیستی سیاست

 

حمید احمدی جلفایی

 پیشگفتار

 واژۀ «سیاست»، شاید یکی از مشهورترین واژه ‏ها در عرصۀ زندگانی بشر در جهان پیشرفتۀ امروز است، به گونه‏ ای که حتّی در رده ‏های سنّی نوجوانان نیز مفاهیمی از آن، قابل درک است. این‏ که به هر حال، این واژه، یا به صورت جدّی در ارتباط با مسئولان جامعه و مدیران و رؤسا و مانند آن، یا در مقام بحث از مدیریّت رفتارها و عملکردها توأم با به کار بردن تدبیر و زیرکی و هوشیاری، مطرح است.

این تبادر ذهنی، امروزه پس از توسعۀ جولانگاه‏ های سیاسی در عرصه‏ های مختلف زندگی بشر، حتّی در اذهان عوام مردم نیز ملموس است.
امّا «سیاست» در اصل، یک واژۀ عربی و از مادّۀ «ساس» یا «سوس» مشتق گشته و در فارسی، این مادّه به گزاره‏ های زیر ترجمه شده است: تدبیر، ریاست، رهبری، معامله، قضاوت و داوری، تربیت و پرورش، حفاظت و حراست، مراقبت، مصلحت‏ سنجی، تسلّط، دور اندیشی، پاس داشتن ملک، نگاهداری، مردم‏داری، رعیّت‏ داری کردن، حکومت و حکم ‏رانی بر مردم؛ و گاهی نیز به معنای: قهر کردن، شکنجه و عذاب، اصلاح امور، هیبت نمودن، مکر و حیله، عدالت، مشاوره و راهنمایی، رندی، و مانند آن آمده است (معین، آنندراج، غیاث اللغة، عمید، دهخدا).
البتّه در بیشتر کتاب‏های لغت عربی، این واژه به معنای سرپرستی، یا تدبیر امور، یا سامان‏دهی امور در مسیر اصلاح، معرفی شده است. ابن منظور در لسان العرب می‏ نویسد:
السیاسةُ: القیامُ علی الشيء بما یُصلِحهُ؛
سیاست، اقدام بر چیزی در راستای اصلاح و سامان‏دهی آن است.

سپاسمندی

فرهنگ سپاسمندی از منظر قرآن و حدیث (1)

پژوهشگر و نویسنده: رضا فقری

 

پیشگفتار
با نگاهی در طبیعت و نظام هستی و تأمّل در آن، به خوبی در می یابیم:همۀ موجودات هستی، اعم از جمادات، نباتات، انسانها و حیوانها – چه به صورت ارادی و چه تکوینی - در مقابل کوچکترین خدمت دریافتی، با تمام وجود ، به نوعی سپاسگزاری می کنند. این تشکر و سپاس یا زبانی بوده، یا مالی، یا به همراه ابراز احساسات درونی، از قبیل تبسّم یا هرگونه  حرکتی که نشانگر رضایت و سپاس باشد.
به عنوان نمونه، ابر بارش خودرا آفتاب تابش خودرا و دریاها آبهای روان خود را و کرۀ خاکی خاک پرخیر و برکت خودرا در اختیار بشر قرار داده و از خدمت به طبیعت، به ویژه در خدمت رسانی به انسان برترین مخلوق الهی ، دریغ ننموده اند.  به قول شاعر:
                       ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
                                                                           تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
ضمیر ناخود آگاه انسان با رویت نعمات الهیّه - که قابل احصا و شمارش نیستند -  بصورت فطری، شکرخدا را بر زبان جاری می سازد و مرجع ضمیر جمیع نعمات وجودی خود را حق تعالی می داند؛ و بر طاعات وعبادات خود در درگاه ذات اقدس احدیّت می افزاید و خالصانه خالق خویش را یاد می نماید.

شرح وبررسي حديث ونكته هاي طلايي .1

اهميّت عقل وعقلانيّت ازمنظر اسلام

حمید احمدی جلفایی

 

امام باقر (ع): «لمّا خَلَقَ اللهُ العَقْلَ اسْنَنْطَقَهُ، ثُمّ قالَ لَهُ: أَقْبِلْ فأقْبَلَ ، ثُمّ قَالَ لَهُ : أدْبِرْ فأدْبَرَ ،ثُمّ قالَ: وعِزَّتِي وجَلالي ، ما خَلَقْتُ خَلْقاً هو أحبُّ إليّ منك ،ولا أكْمَلْتُكَ إلاّ مَن اُحِبُّ .أما إنّي أيّاكَ آمُرُ وأيّاك أنهي، وأيّاك أثيبُ وأيّاك اُعاقِبُ » [الكافي ،چاپ دارالحديث ،ج‌1‌، ص 23‌،ح1‌]. ترجمه:
وقتي خداوند ،عقل را آفريد،او را به سخن آورد، سپس به او فرمود: روكن ، پس روكرد . سپس به او فرمود: پشت كن، پشت كرد . سپس فرمود: به عزّت وجلال خودم سوگند، مخلوقي دوست داشتني تر از تو نزد خودم نيافريده ام و تو را كامل نگردانم مگر در وجود كسي كه دوستش دارم. بي ترديد، من به خاطر تو است كه امر و نهي مي كنم و به وجود تواست كه پاداش مي دهم وعقاب مي كنم.

نقد حدیث (1)

پیش درآمدی بر نقد حدیث و ملاک های آن

نگارش: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار

«حدیث» در اصطلاح دینی، به گفتار، کردار و تأیید و تقریر پیشوایان دین، اطلاق می گردد [نک: الرعایه، ص 50؛ مقباس الهدایه، ج1، ص69].
شکّی نیست که برخی احادیث منسوب به امامان معصوم(علیهم السلام) نا صحیح، غیر معتبر، ساختگی و تحریف شده هستند و در طول تاریخ، برخی تندروان و منحرفان و غالیان، به جهت توجیه عقاید و عملکرد خودشان، آن ها را ساخته و پرداخته اند.
از این رو نقد و بررسی عمیق هر یک از احادیث منسوب به معصومان(علیهم السلام) به جهت تشخیص سالم از ناسالم و راستین از ساختگی، رسالتی بسیار مهمّ و ضروری بر دوش محقّقان مسلمان است.
مطابق پیش رفته ترین نظریّات تحقیقی، در این فرایند، گام نخست، بررسی سند حدیث است که صحّت و سقم انتساب را نشان می دهد. و گام دوم، بررسی متن حدیث است تا معلوم شود که متن مربوطه، با توجّه به ملاک های عقلی و نقلی موجود، شایستگی کلامِ معصوم بودن را دارد یا نه. ضرورت این مطلب، وقتی بیشتر روشن می گردد که بدانیم: در طول تاریخ، گاهی سند نیز توسّط برخی جاعلان، جعل شده و به متن هایی افزوده گردیده و ظا هری سالم و معتبر، به خود گرفته است. یا در خود سندهای برجای مانده، آثار تحریف و تصحیف فراوان در زمینة اسناد است که به خاطر بی اطّلاعی و ناآگاهی ناسخان به سلسلۀ راویان و طبقات و نام های موجود در سند، یا به جهت سایر ضعف های سیستم کتابت و ضبط در دوره های گذشته، در غالب کتاب های روایی شیعه و اهل سنّت، قابل مشاهده است. یا سندهایی که احتمال صحّت و پیوستگی در آن ها زیاد است؛ ولی خلل هایی وجود دارد که گویا از ناحیة ناسخان و مصحّحان، به زعم باطل، صورت پذیرفته است.
از این رو، صرف اعتماد به سند و توجیه متن، کاری غیر منطقی است؛ و در توجیه این مسئله، همین کافی است که تعداد بسیاری از احادیث دارای سند صحیح در منابع روایی ما یافت می-شود که متن آن ها معارضت با قرآن کریم و سایر مسلّمات دین دارد و به انحرافاتی مثل: تحریف قرآن، غلو، اباحی گری و مانند آن، دامن زده اند.
البتّه ما در این نوشتة کوتاه، در پی اثبات علمی این مطلب نیستیم و به نوبة خود، در شاخة پژوهش های مربوط به فقه پویا، مفصّل به ذکر شواهد موجود و آرای محدّثان و اندیشمندان علوم اسلامی در این زمینه پرداخته و زوایای مختلف قضیّه را بحث خواهیم کرد؛ امّا همین قدر لازم است بدانیم که امروزه «ضرورت نقد حدیث» در میان محقّقان علوم اسلامی، مسئله ای غیر قابل انکار است و صد البتّه بسیاری از مشاهیر علما از قدیم نیز همواره بر این مسئله، تأکید داشته اند.

واقع انگاری در مفهوم شناسی «قناعت»

واقع انگاری در مفهوم شناسی «قناعت»

 

حسن علیرضایی دانشجوی کارشناسی ارشد

 

هنوز قاف «قناعت» از دهانت بيرون نيامده، تيزي تير نگاهشان را بر سيب گلويت احساس مي‌كني. قناعت آن هم در دنياي مدرن و امروزي مگر مي‌شود؟ انگار اين واژه، فقط براي دنياي مادربزرگ و پدربزرگ معنا پیدا می کند. شايد هم به مدد نيروي همين مفهوم پرمعنا بوده كه در قديم، جوان‌ها خيلي زود به خانه بخت مي‌رفتند؛ اما وقتي به سن و سال جوانان دم‌بخت امروزي مي‌رسيدند، همه چيز داشتند و با دو، سه بچه قد و نيم‌قد، خود را آماده پذيرش مسئوليت‌هاي جديد و بزرگ‌تري مي‌نمودند. پس چه بپذيريد و چه نه، تجربه اثبات کرده که: در سبك زندگي اصيل ايراني- اسلامي با قناعت مي‌شود پيشرفت كرد، نه با اسراف.در اين زمينه، كتاب‌هاي اخلاقي از جمله «محجه البيضاي» فيض كاشاني، «جامع السعادات» ملامهدي نراقي و «معراج السعاده» ملااحمد نراقي و ساير كتاب‌هاي اخلاقي همچون «كيمياي سعادت» به بحث قناعت اشاره كرده‌اند. قناعت از عوامل مهم براي همزيستي مسالمت آميز و آرامش در زندگي، به حساب مي‌آيد.

 اما شايد يكي از دلايل مقاومت بعضي‌ها در برابر قناعت كردن و مخالف دانستن آن با چارچوب‌هاي زندگي مدرن اين باشد كه: خيلي از ما در دانشنامۀ ذهني‌مان، شناخت درست و تعريف مناسبي از واژۀ قناعت نداريم.[1]

این که قناعت چیست؟ و چه مفهومی دارد؟و حد واندازه آن تا کجاست؟ و آیا تعارضی با کار و تلاش و کوششمندی دارد یا نه؟

این ها همه پرسشهایی است که تلاش می شود در این گفتار، تا حدودی به آنها پاسخ داده شود؛ اما نه به صورت حرف آرمانی وشعاری، بلکه با بینشی واقع گرایانه و قابل تجربه و آزمون.

کلید واژه ها:نهج البلاغه، قناعت، بی نیازی، حرص، قانع، حیات طیّبه.