آداب و سنن اسلامی (1)

1. آداب خوردن و آشامیدن

نویسنده: سید مجتبی صحفی

پیشگفتار

در آموزه های اسلامی، بهره مندی انسان از همة نعمت های مادّی و معنوی خلقت، برخلاف مکاتب و دیدگاه های مادّی، بر اساس یک سری اهداف تکاملی بنا نهاده شده است. از آن جمله، شناخت خداوند به عنوان صاحب همة نعمت ها و موهبت ها و به یاد او بودن، همچون سپاس و شکرش، یکی از مهمترین خواسته های الهی از انسان بر سر سفرة طبیعت بوده است.
به این منظور، اسلام و تعالیم ارزشمند آن، به منظور حفظ این اهداف و آرمان های تکامل-بخش، در همۀ مراحل زندگی انسان مؤمن، یک سری آداب و سنّت های خاصّی را طرح ریزی کرده که علاوه بر همسویی آن ها با سلامت جسم و روح انسان، در این راستا نقش مهمّی را ایفا می کنند. می توان گفت: هیچ عرصه ای وجود ندارد که در آن جا دین مقدس اسلام، به همین منظور حضور هدفمند نداشته و سعی در اصلاح رفتارهای فردی و جمعی مؤمنان نداشته باشد. در عرصة خوردن و آشامیدن گرفته، تا همبستر شدن، تخلّی رفتن، مسواک زدن، معاشرت، عیادت همدیگر، خوابیدن و مانند آن.
دامنة آداب و سنّت های ارزشمند اسلامی چنان گسترده است که جمع آوری توصیه ها و متون مربوط به هر کدام، نیازمند طرحی مفصّل در حدّ چند جلد کتاب است. ما در این جا به تناسب فضایی که پایگاه پژوهشی میثاق در اختیارمان نهاده، در هر دوره با آداب و سنن ارزشمند اسلامی در یک عرصه از عرصه¬های زندگی بشر، آشنا خواهیم شد.

1.    خوردن و آشامیدن

در متون اسلامی، دربارة آداب غذا خوردن و آشامیدن، نکته های بسیار مهم و طلایی، خطاب به همة مؤمنان داده شده که خوشبختانه هر از گاهی توسّط اندیشمندان و محقّقان عرصه های مختلف پزشکی و علوم اجتماعی، حقانیّت آن ها مورد اثبات قرار گرفته است. رعایت این آداب، نه تنها موجب سلامت جسم و روح انسان می گردد، بلکه او را در راستای برخی اهداف تکاملی خلقت، همچون تقویت حضور عبد در محضر مولای خود، تقویت روحیة سپاستمندی و مانند آن، یاری شایانی می نماید.

اخلاق اسلامی

 
                   

نویسنده: حمید احمدی جلفایی

                                                           بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

آغاز سخن

                   «باطن خود را مزيّن كن به اخلاق جميل
                                                                         كانچه مى ‏ماند به حُسن لا يزال، اين است و بس»

شايد يكى از متداول‏ترين و مشهورترين واژه ‏هاى ارزشى و آرمانى  كه در ميان عموم مردم در سرتاسر اين دنياى پهناور، اعمّ از خواصّ و  عوام، مورد استفاده قرار مى‏ گيرد، واژه «اخلاق» باشد.
 در همه‏ جاى دنيا  و در ابعاد مختلف زندگى بشر، انسان‏ها در انواع ارزيابى‏ هاى خود ـ چه  به صورت فردى و چه اجتماعى ـ از اين واژه، بهره مى ‏گيرند.
 به عنوان  نمونه، عموم مردم، در انواع گزينش‏هايى كه انجام مى ‏دهند، يكى از ملاك‏هاى اصلى  را اخلاق شخص در نظر مى‏ گيرند؛ وقتى به دنبال رفيق مى ‏گردند، سعى  مى ‏كنند شخص با اخلاق و خوش‏ اخلاقى را برگزينند؛ وقتى  مى‏ خواهند با كسى شراكت و يا معامله‏ اى را ترتيب دهند، اشخاص با  اخلاق، در اولويّت هستند؛ وقتى مى‏ خواهند دخترشان را شوهر دهند،  درباره اخلاق او تحقيق مى ‏كنند؛ وقتى مى‏ خواهند زن بگيرند، باز  اخلاق همسر مورد انتخاب، برايشان اهميّت ويژه ‏اى دارد... و  همين‏ گونه در همه ابعاد زندگى بشر، به صورت عمومى، اين موضوع،  فراوان‏تر از هر موضوع ارزشى ديگر، مرتّب به كار گرفته مى‏ شود.
به  جرأت مى‏ توان گفت: درست از زمانى كه بشر، پا در اين عرصه خاكى  نهاده، به نوعى با اين مسئله، به صورت ناخودآگاه درگير بوده و در  سطوح مختلف، درباره آن انديشيده است.

بهترین ها و برترین ها در کتاب و سنّت [1]


نویسنده: حمید احمدی جلفایی

 

پیشگفتار

بسم الله الرّحمن الرّحیم، و به نستعین.
سپاس و ستایش بهترین، مر خداوند عالی ترین و برترین، و مدح و ثنای بی حدّ و حدود، مر خالق خیر الوجود؛ و شکر و عظیم بیشترین، مر هستی آفرین أحسن الخالقین را، که به لطف و رحمتش آب حیاتم داد، و به تکریمش اسم و نامم. آن خیر الرّازقین که به بهترین نعمت هایش، به جنود عقل و اندیشه، ممتازم ساخت، و به پر و بال اختیار و طاعت، به افق کمال، پروازم. و آن خیر الرّاشدین که به کامل ترین و برترین أدیانش شرفیابم نمود و به محبّت برترین اولیا و بهترین هادیان طریقش، سیرابم.
                     « حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
                                                                                ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت »

فطرت و گرایش های فطری در نهاد انسان

هر انسانی به حکم انسان بودن خویش و صرف نظر از تعدّد جنسیّت ها، ملّیت ها، نژادها، رنگ ها و جهان بینی های مختلف، از یک سری گرایشات و کشش ها و تمایلات، در نهاد و جوهرۀ خویش برخوردار است که از همان آغاز خلقت و آفرینش، آفریدگارش در وجود وی، به ودیعه نهاده است (اشاره به حدیث نبوی: « کلّ مولود یولد علی الفطرة ». لسان العرب، ج 5، ص 57؛ بحار الانوار، ج 5، ص 296).