آداب و سنن اسلامی (1)

1. آداب خوردن و آشامیدن

نویسنده: سید مجتبی صحفی

پیشگفتار

در آموزه های اسلامی، بهره مندی انسان از همة نعمت های مادّی و معنوی خلقت، برخلاف مکاتب و دیدگاه های مادّی، بر اساس یک سری اهداف تکاملی بنا نهاده شده است. از آن جمله، شناخت خداوند به عنوان صاحب همة نعمت ها و موهبت ها و به یاد او بودن، همچون سپاس و شکرش، یکی از مهمترین خواسته های الهی از انسان بر سر سفرة طبیعت بوده است.
به این منظور، اسلام و تعالیم ارزشمند آن، به منظور حفظ این اهداف و آرمان های تکامل-بخش، در همۀ مراحل زندگی انسان مؤمن، یک سری آداب و سنّت های خاصّی را طرح ریزی کرده که علاوه بر همسویی آن ها با سلامت جسم و روح انسان، در این راستا نقش مهمّی را ایفا می کنند. می توان گفت: هیچ عرصه ای وجود ندارد که در آن جا دین مقدس اسلام، به همین منظور حضور هدفمند نداشته و سعی در اصلاح رفتارهای فردی و جمعی مؤمنان نداشته باشد. در عرصة خوردن و آشامیدن گرفته، تا همبستر شدن، تخلّی رفتن، مسواک زدن، معاشرت، عیادت همدیگر، خوابیدن و مانند آن.
دامنة آداب و سنّت های ارزشمند اسلامی چنان گسترده است که جمع آوری توصیه ها و متون مربوط به هر کدام، نیازمند طرحی مفصّل در حدّ چند جلد کتاب است. ما در این جا به تناسب فضایی که پایگاه پژوهشی میثاق در اختیارمان نهاده، در هر دوره با آداب و سنن ارزشمند اسلامی در یک عرصه از عرصه¬های زندگی بشر، آشنا خواهیم شد.

1.    خوردن و آشامیدن

در متون اسلامی، دربارة آداب غذا خوردن و آشامیدن، نکته های بسیار مهم و طلایی، خطاب به همة مؤمنان داده شده که خوشبختانه هر از گاهی توسّط اندیشمندان و محقّقان عرصه های مختلف پزشکی و علوم اجتماعی، حقانیّت آن ها مورد اثبات قرار گرفته است. رعایت این آداب، نه تنها موجب سلامت جسم و روح انسان می گردد، بلکه او را در راستای برخی اهداف تکاملی خلقت، همچون تقویت حضور عبد در محضر مولای خود، تقویت روحیة سپاستمندی و مانند آن، یاری شایانی می نماید.

آشنایی با کشورهای اسلامی 1

(1)

آشنایی اجمالی با کشور جمهوری اسلامی ایران

 

به کوشش: سرکار خانم ریحانه تسلیمی

 

واژۀ ایران در فارسی باستان « آئیریانا » و در فارسی میانه به شکل « اِران » بوده، و به معنای « سرزمین مردمان نژاده و نجیب » است. کردها، هنوز ایران را با همان نام کهن « اِران » تلفّظ می کنند.


نژاد ایرانیان

واژه « آریا » در زبان های اوستایی، فارسی باستان و سنسکریت، به ترتیب به شکل های : « آریَه »، « آریَه » و « آریه »، به کار رفته است. همچنین در زبان سانسکریت « آریَه » به معنای سَروَر و مهتر و « آریاکَه » به معنی مَردِ شایسته بزرگداشت است و آریایی به زبان اوستایی « آَثیریان » و به زبان پهلوی و فارسی دری « ایر » خوانده می شود. این واژه در اوستا به گونۀ « ایران ویچ » نیز آمده است.
از نگاه ریشه شناسی، « ایر » به معنای نجیب یا نژاده و « ان » پسوند نسبت است. پس ایران یعنی: « سرزمین نژادگان » ، « سرزمین نجیبان ». یا می توان « ان » را نشانۀ جمع دانست و « ایران » جمع « ایر » می شود به معنای نجیبان.
از 600 سال پیش از میلاد تا 1314 [1935 م ] در میان اروپاییان، با نام « پرشیا » که همان « پارس » در دوره هخامنشی است،  شناخته می شد، که در سال 1314 در شُرف تأسیس لیگ ملل، با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی، همان نام بومی کشور « ایران » در عرصۀ جهانی به کار رفت.

نام « پرشیا » همچنان برابر نام ایران است و در زبان های اروپایی، به دلیل سابقۀ تاریخی – فرهنگی اش کاربرد دارد؛ امّا در اخبار و نامه نگارهای میان کشورها، بیشتر نام ایران، به کار برده می شود.
نیز در کتاب اسناد نام خلیج فارس، چهار نام مختلف برای ایران، ذکر شده است: اریانا، ایراک، اراک، عراق و ایلام، که از نظر زبانشناسی، همۀ این ها ریشه های واحدی دارند.

نیز گفته می شود: ایرانیان، سرزمین خود را «ایریوشُیُ نِم» یا «ایر یو دئینگهونام» یعنی « مساکن آریائیان » می خواندند و بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند، میهن آریاییان را «ایریانو خشَرُ» یعنی « پادشاهی ایرانیان » خواندند. این نام بعدها «اِئران شَتر» و « ایران شَهر » شد، که « ایران » کوتاه شدۀ همین نام است [ نک: علی رضا شاهپور، راهنمای مستند تخت جمشید با اسناد نام خلیج فارس، ص22 – 47 ].

 

اسلام و تربیت فرزند 1

مهارت های تربیت فرزند از منظر اسلام (1)

نویسنده : حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار
از توصیه های آسمانی که بگذریم، در آمال و آرزوهای هر انسانی، تربیت شایستۀ فرزندان، به عنوان یکی از مهم ترین آرزوها، چه به صورت نهفته و چه عیان، وجود دارد.
هر انسانی دوست دارد فرزندش به صورت شایسته، تربیت شود، اگرچه معیارهای شایستگی از دید هر کس ، بسته به نوع آرمان ها و ارزش ها و باورهای اعتقادی، متفاوت هستند.
بلکه تربیت شایستۀ فرزندان، در جهان امروزی، یکی از مهم ترین دغدغه های مسئولان و متولّیان تربیتی در هر جامعه ای و نیز همه ی پدران و مادران، به ویژه در جوامع ارزشی و دینی است.
 البتّه ما معتقد به سیاه نمایی زمان، در گذر از مسیر پر پیچ و خم رشد و ترقّی نیستیم؛ بلکه معتقدیم حتّی بسیاری از پارامترهای فرهنگی و اعتقادی و اخلاقی در طول زمان و درطی فرآیند رشد و توسعه صنعتی و اقتصادی و افزایش رفاه عمومی، بهتر نیز شده است. به ویژه در پی افزون شدن آگاهی اجتماعی انسان ها و رشد عقلانیّت در عموم جوامع، نباید در کنار آسیب شناسی این موضوع، از ارمغان ها و برکات اعتقادی و اخلاقی آن غافل شد.

اسلام و زن (1)

مقام و منزلت زن در اسلام

حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار

 

«اختلاف جنسی» مسأله ای است که بدون استثنا در میان غالب گونه های آفرینش الهی، در شکل ها و قالب های متفاوت، وجود دارد.  حتّی بسیاری از جمادات و نباتات نیز به نوعی در فرایند تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آن ها در چرخۀ  تولید، نقش نر و ماده را ایفا می کنند. از آن¬ها که بگذریم،  همۀ جانداران روی زمین، اعمّ از انسان و چهارپایان اهلی و وحشی و پرندگان و خزندگان، چه آن هایی که در خشکی زندگی می کنند و چه آبزیان، همگی و همگی، در گونۀ خود، نر و ماده دارند و این اختلاف در جنس است که به بقای نسل آن ها در روی زمین، انجامیده است.
بنابراین، طبیعی است در میان انسان¬ها نیز به عنوان برترین موجود خلقت از منظر اسلام، این مسأله وجود دارد و از آن به عنوان «زن» و «مرد» یاد می شود.
«بقای خلقت» یا «بقای نسل» چیزی است که در سیستم آفرینش، حدّأقل تا زمان معلومی که خداوند متعال برای هر یک از گونه های خلقت در نظر گرفته، از آن گریزی نیست. هر چند که خداوند متعال می توانست بقا را به غیر قواعد طبیعی پیوند داده و در گرو نکاح و زاد و ولد، قرار ندهد؛ امّا همان گونه که در بسیاری از آیات قرآن کریم و روایات معتبر اسلامی به آن تصریح شده، خواست و مشیّت الهی بر آن قرار گرفته که این فرآیند، مطابق قواعد طبیعی خلقت، به پیش رود و در این خواست و مشیّت الهی، برخی مصالح، پوشیده است؛ امّا به بسیاری از مصالح منطقی دیگر نیز در داده های دینی، اشاره¬هایی شده است، که از رؤوس آن ها می توان به توسعۀ سنّت الهی آزمایش بر اساس اراده و اختیار بشر و فلسفه های آن، پرداخت.

اسلام و عبادت (1)

پژوهشی در فرهنگ «عبادت» در اسلام

نویسنده: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار «عبادت» [در انگلیسی: Devoutness- Worshipping  ؛ و در فرانسوی:  Devotion -Adoration] از واژه های فرا دینی شناخته شده در میان همة اقوام و ملل و تمدّن ها به حساب می آید که گمان می رود درازای تاریخی کاربرد این واژه و واژگان همسو با آن، به درازای شروع زندگی متمدّنانة بشر و بلکه مدّت های طولانی قبل از آن، برمی گردد.
«فرا دینی» از آن جهت که به رغم تصوّر اوّلیّه، این گونه نیست که این واژه یا واژگان هم معنای آن در زبان های غیر عربی را فقط موحّدان و خداپرستان و یا متدیّنان به یکی از ادیان آسمانی، به کار برده باشند؛ بلکه حتّی بت پرستان و مشرکان و کافران نیز از آن جهت که همۀ انسان ها همیشه ـ خواه یا ناخواه ـ به نوعی در عبادتِ یک معبود و مقصود و معشوقِ خاصّی به سر می برند، این معنا را در ادبیّات خود به کار برده اند، چه آن معبود و معشوق، خدا باشد، یا مخلوق خدا، اعمّ از چیزی بی جان یا جاندار، یا پول یا زن یا مقام و مانند آن. آنچه مهم است معنای پرستش و بندگی و خاکساری و پیروی و مانند آن است که در معنای این کلمه، نهفته است.
نمود روشن این مسئله، از قدیم، در زندگی خداپرستان، با عبادت خداوند؛ و در زندگی بت پرستان، با عبادت و پرستش بت ها، مستدام دیده شده است.
از این رو قرآن کریم، در برخی از آیات، از عبادتِ بت پرستان، سخن به میان می آورد و در مورد آن ها نیز در آیة 18 از سوره یونس می فرماید: (و یعبدون من دون الله ما لا یضرّهم و لا ینفعهم)؛ یعنی: مشرکان کسانی غیر خدا را که ضرری و نه نفعی می توانند به آن ها برسانند، عبادت می¬کنند.

اسلام و محیط زیست (1)

اهمیّت توجّه به حفظ محیط زیست از منظر اسلام

نویسنده : حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار

یکی از دغدغه های مهم بشریّت در عصر حاضر، حفظ و ایمنی سازی محیط زیست است. این دغدغه، درست پس از زمان پیدایش و رشد صنایع آلاینده، در اندیشۀ بسیاری از دلسوزان طبیعت و آگاهان به کنش و واکنش های متقابل صنعت و محیط زیست، مطرح بوده و است، حتّی به نظر می رسد: این دغدغه در نظر برخی از مخترعان اوّلیۀ صنایع نیز بوده است، هر چند که به دلیل محسوس نبودن عینی تأثیرات منفی آلاینده های احتمالی بر اکوسیستم، در آن دوره ها هنوز به یک دغدغۀ عمومی تبدیل نشده بود.
امّا رشد و فراگیری صنعت و ازدیاد جمعیّت جهان و فراوانی آلاینده های حاصل تسخیر طبیعت به دست بشر و گسترش بی رویّۀ آن، از جمله عواملی هستندد که امروزه این دغدغه را به یک دغدغۀ کاملأ عمومی در میان جوامع بشری و حتّی در سطوح فردی تبدیل نموده است، به گونه ای که بسیاری از مردم عادّی نیز به مرور زمان، تأثیرات منفی این فرایند در اکوسیستم را به خوبی درک نموده و احساس خطر می کنند، به ویژه در مناطقی که این مسأله به یک بحران تبدیل شده و زندگی فردی و اجتماعی مردمان آن منطقه را با مشکلاتی روبه رو ساخته است.
اهمیّت این مسأله تا آن جا بوده که حفاظت محیط زیست در قرن 21 به عنوان یکی از هشت هدف توسعۀ هزاره و نیز یکی از سه پایۀ اساسی توسعۀ پایدار در سطح دنیا شناخته می شود.
بشری که به حکم فطرتش همواره به دنبال توسعۀ رفاه و آسایش بوده - که البتّه به پاس همین موهبت فطری است که انسان در همۀ ابعاد فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی، رشد و تکامل می یابد - از دیرباز بر این باور بوده و هست که: رشد صنعت و تکنولوژی، همواره افزایش و رشد و رفاه را با خود به ارمغان می آورد؛ امّا به مرور زمان، همین بشر ، به تدریج ، لمس می کند که: این فرایند رشد، اگر به صورت هدفمند و با ملاحظه و مراعات محیط زیست صورت نگیرد، به ازای رفاهی که به همراه آورده، صدها پیامد منفی دیگر به بار خواهد آورد که رفاه و آسایش بشریّت را به خطر انداخته و پارامترهای مختلف طبیعی و غیر طبیعی را در عرصه های مختلف فردی و اجتماعی، به بحران خواهد کشید.

اقتصاد (1)

 اصول رشد و توسعۀ اقتصادی  از منظر اسلام

حمید احمدی جلفایی

 

پیشگفتار

 

«اقتصاد» از آشناترین واژه ‏های بشری است که مفهوم آن با لغت‏ های مختلف، از دیرباز برای همۀ اقوام و ملّت‏ها و افراد، بیش از هر مسألۀ دیگری که با واقعیت‏ های زندگی در ارتباط باشد، آشنا بوده و بیش از سه قرن است که توسعۀ اقتصادی به صورت نسبتاً نظام‏ یافته، به مهمترین دغدغۀ جوامع بشری، تبدیل شده است.
دانش اقتصاد نیز تقریباً پس از عصر رنسانس علمی، به صورت منظّم و هدفمند، در همین راستا شکل یافته و روز به روز در حال توسعه و تشعّب و جزئی شدن است.
روشن است که: جزئی شدن، یکی از مهمترین شاخصه ‏های علمیّت هر دانشی است و این مسأله در رابطه با اقتصاد در توسعۀ اقتصادی و سایر واژگان مرتبط با آن، از رشد قابل توجّهی برخوردار بوده است.
اجمالاً می‏ دانیم که: «اقتصاد» یک دانش واقعی و تجربی است و در ارکان اصلی خود، چندان ارتباطی با ارزش‏ ها و آرمان‏ ها ندارد، جز آن‏که در مفهوم توسعۀ همه ‏جانبه، اهمیّت ارزش‏ ها و آرمان‏ ها و فرهنگ‏ ها، به عنوان رکنی از ارکان توسعه، در پیشرفته‏ ترین نظریّات ارائه شده، مطرح است و اثبات این واقعیت نیز در جای خود، خواهد آمد. امّا صرف دانش «اقتصاد»، ارتباطی با ارزش‏ ها ندارد؛ بلکه این مکاتب دینی هستند که متناسب با نوع پارامترهای موجود در آن‏ها در دانش اقتصاد، تأثیر گذاشته و اهداف، نتایج و برخی پارادوکس‏ های آن را با ارزش‏ های مکتب، همسو می‏ نمایند؛ از این‏ رو، اضافه نمودن «اقتصاد» به ادیان یا مکاتب دینی، چندان از پشتوانۀ منطقی، برخوردار نیست. و به همان جهت است که بسیاری از نظریّه‏ پردازان این عرصه ـ به ویژه در راستای بررسی این دانش از منظر اسلام، همچون شهید صدر در کتابش اقتصادنا ـ تأکید دارند که بایستی «مکتب اقتصادی» را به ادیان و فرهنگ‏ ها یا تمدّن‏ ها افزود، نه خود دانش اقتصاد را (نک: اقتصادنا، ص 29).
به عبارتی دیگر: ما چیزی به نام اقتصاد اسلامی، یا اقتصاد شیعی، یا اقتصاد قرآنی، یا اقتصاد مسیحی و مانند آن نداریم؛ بلکه «مکتب اقتصادی اسلام» یا «مکتب اقتصادی مسیح» یا مانند آن، قابل طرح و نظریّه‏ پردازی است. یعنی: دانش اقتصادی که در فضای اسلام، نفس می‏ کشد و ا هداف کلّی خود را با اهداف و مقاصد شریعت، همسو می‏ نماید و حدود و محدوده‏ های شرعی آن در فرایند بررسی‏ های اقتصادی، لحاظ می‏ گردد و اصول و مبانی آن، بر سر آن سایه ‏انداز است.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله پژوهش های مرتبط با «موسیقی از نظر اسلام» عرضه خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله پژوهش های مرتبط با «اسلام و سلامت روان» عرضه خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله کاوش های مرتبط با «اهمیت تغذیه از منظر اسلام و اصول آن» عرضه خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، سلسله کاوش های مرتبط با «اهمّیت بهداشت و نظافت از منظر اسلام و بایسته های آن» عرضه خواهد شد.

پیام

این نسخه، نسخه ی آزمایشی پایگاه است؛ به زودی در نسخه های اصلی آینده، در این شاخه، آمارهای مهمّی از اسلام و مسلمانان جهان در عرصه های مختلف، عرضه خواهد شد.

جاذبه های طبیعی جهان اسلام - 1

 

رضا فقری

پیشگفتار طبیعت و جاذبه های عالم هستی به عنوان مخلوق و آفریدۀ پروردگار متعال، در قرآن بسیار مطرح شده است. خداوند متعال، در بیش از 700  آیه به پدیده‌های طبیعی اشاره کرده است و آنها را به عنوان آیات الهی در عالم هستی، معرفی نموده است.
قرآن با بیان زیبایی های موجود در طبیعت و حضور شگفتیها در بطن طبیعت، می‌خواهد از مخلوقات طبیعی به عنوان مظاهر خلقت خدا یاد کند،  تا انسانهایی که قلبشان را ظلمت فرا گرفته و نور ایمان، به آن خطور نکرده و  وجودشان مملوّ از غرور و عُجب و خود خواهی شده و خود را در دام شیطان انداخته اند، شاید به خود آیند و به خالق هستی،ایمان آورند. در آیه نخست از سوره مبارکۀ انعام می‌فرماید:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ‏ يَعْدِلُون‏» .
ترجمه:ستایش خداوندی را که آسمانها و زمین را آفرید و روشنی و تاریکی را مقرر داشت باز کافران به خدای خود شریک قائل هستند.
و یا در سورۀ مبارکۀ احقاف آیۀ هفتم، چنین می‌فرماید:
« وَ الْجِبالَ أَوْتادا » .
یعنی: ما کوهها را  همانند میخ هایی بر زمین قرار دادیم (تا تعادل زمین به واسطۀ در برابر انواع حوادث، محفوظ باشد).
لذا بر آنیم در هر دوره به یکی از جاذبه های طبیعی جهان اسلام، اشاره کنیم، تا با تفکّر در آیات مختلف نظام هستی، ضمن تقرّب به خالق هستی ، قدر جاذبه های طبیعی موجود در جهان اسلام را بیشتر دانسته و همگی خود را در حفظ آنها مسئول بدانیم.

1.    کوه حرا

سپاسمندی

فرهنگ سپاسمندی از منظر قرآن و حدیث (1)

پژوهشگر و نویسنده: رضا فقری

 

پیشگفتار
با نگاهی در طبیعت و نظام هستی و تأمّل در آن، به خوبی در می یابیم:همۀ موجودات هستی، اعم از جمادات، نباتات، انسانها و حیوانها – چه به صورت ارادی و چه تکوینی - در مقابل کوچکترین خدمت دریافتی، با تمام وجود ، به نوعی سپاسگزاری می کنند. این تشکر و سپاس یا زبانی بوده، یا مالی، یا به همراه ابراز احساسات درونی، از قبیل تبسّم یا هرگونه  حرکتی که نشانگر رضایت و سپاس باشد.
به عنوان نمونه، ابر بارش خودرا آفتاب تابش خودرا و دریاها آبهای روان خود را و کرۀ خاکی خاک پرخیر و برکت خودرا در اختیار بشر قرار داده و از خدمت به طبیعت، به ویژه در خدمت رسانی به انسان برترین مخلوق الهی ، دریغ ننموده اند.  به قول شاعر:
                       ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
                                                                           تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
ضمیر ناخود آگاه انسان با رویت نعمات الهیّه - که قابل احصا و شمارش نیستند -  بصورت فطری، شکرخدا را بر زبان جاری می سازد و مرجع ضمیر جمیع نعمات وجودی خود را حق تعالی می داند؛ و بر طاعات وعبادات خود در درگاه ذات اقدس احدیّت می افزاید و خالصانه خالق خویش را یاد می نماید.

شرح وبررسي حديث ونكته هاي طلايي .1

اهميّت عقل وعقلانيّت ازمنظر اسلام

حمید احمدی جلفایی

 

امام باقر (ع): «لمّا خَلَقَ اللهُ العَقْلَ اسْنَنْطَقَهُ، ثُمّ قالَ لَهُ: أَقْبِلْ فأقْبَلَ ، ثُمّ قَالَ لَهُ : أدْبِرْ فأدْبَرَ ،ثُمّ قالَ: وعِزَّتِي وجَلالي ، ما خَلَقْتُ خَلْقاً هو أحبُّ إليّ منك ،ولا أكْمَلْتُكَ إلاّ مَن اُحِبُّ .أما إنّي أيّاكَ آمُرُ وأيّاك أنهي، وأيّاك أثيبُ وأيّاك اُعاقِبُ » [الكافي ،چاپ دارالحديث ،ج‌1‌، ص 23‌،ح1‌]. ترجمه:
وقتي خداوند ،عقل را آفريد،او را به سخن آورد، سپس به او فرمود: روكن ، پس روكرد . سپس به او فرمود: پشت كن، پشت كرد . سپس فرمود: به عزّت وجلال خودم سوگند، مخلوقي دوست داشتني تر از تو نزد خودم نيافريده ام و تو را كامل نگردانم مگر در وجود كسي كه دوستش دارم. بي ترديد، من به خاطر تو است كه امر و نهي مي كنم و به وجود تواست كه پاداش مي دهم وعقاب مي كنم.

فقه موسیقی

(1)

نگاهی به تطوّر دیدگاه های اندیشمندان اسلام دربارۀ غنا و موسیقی

نویسنده و پژوهشگر: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار
« موسیقی » و « آواز » دو موضوع مهم از موضوعات فقه اسلامی است که از سده های نخستین صدر اسلام از سوی غالب اندیشمندان اسلامی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته و دامنۀ نزاع و اختلاف نظر در این عرصه، در هر دوره ای قابل توجّه بوده است.
به ویژه در قرون اخیر و علی الخصوص در نیم قرن گذشته که « علم موسیقی » وارد یک مرحله جدیدی شده و با توسعه روز افزون آن در همۀ عرصه های حیات بشری، همراه است، این مسأله در کتاب ها و رساله های فقهی و استنباطی فقهای اسلام ، از پرچالش ترین موضوعات فقهی به شمار می رود.
البتّه دو واژۀ « موسیقی » و « آواز » عین الفاظی نیستند که در اخبار و آثار اسلامی یا نوشته های فقهی آمده باشند، بلکه کلمات دیگری مثل « غنا » ، « مغنّیه » ، « ترنّم » ، « نیاحت » ، «آلات لهو» و مانند آن و نیز برخی مصادیق آلات موسیقی، واژه هایی هستند که در منابع دینی اصلی از آن ها یاد شده، و به همین خاطر، در راستای تطبیق این الفاظ بر موسیقی و آوازه خوانی متعارف در هر یک از دوره ها، باز دامنۀ نزاع و اختلاف نظر، وسیع تر و پیچیده تر شده است.

مبانی اخلاق 1

اصول و مبانی اخلاق اسلامی (1)

     نویسنده: حمید احمدی جلفایی

پیشگفتار

                             «باطن خود را مزيّن كن به اخلاق جميل
                                                                              كانچه مى‏ ماند به حُسن لا يزال، اين است و بس»
شايد يكى از متداول‏ترين و مشهورترين واژه‏ هاى ارزشى و آرمانى  كه در ميان عموم مردم در سرتاسر اين دنياى پهناور، اعمّ از خواصّ و  عوام، مورد استفاده قرار مى ‏گيرد، واژه «اخلاق» باشد.
 در همه‏ جاى دنيا  و در ابعاد مختلف زندگى بشر، انسان‏ها در انواع ارزيابى‏ هاى خود ـ چه  به صورت فردى و چه اجتماعى ـ از اين واژه، بهره مى ‏گيرند.
 به عنوان  نمونه، عموم مردم، در انواع گزينش ‏هايى كه انجام مى‏ دهند، يكى از ملاك‏هاى اصلى  را اخلاق شخص در نظر مى‏ گيرند؛ وقتى به دنبال رفيق مى ‏گردند، سعى  مى ‏كنند شخص با اخلاق و خوش ‏اخلاقى را برگزينند؛ وقتى  مى‏ خواهند با كسى شراكت و يا معامله‏ اى را ترتيب دهند، اشخاص با  اخلاق، در اولويّت هستند؛ وقتى مى‏خواهند دخترشان را شوهر دهند،  درباره اخلاق او تحقيق مى‏كنند؛ وقتى مى‏ خواهند زن بگيرند، باز  اخلاق همسر مورد انتخاب، برايشان اهميّت ويژه ‏اى دارد... و  همين‏ گونه در همه ابعاد زندگى بشر، به صورت عمومى، اين موضوع،  فراوان‏تر از هر موضوع ارزشى ديگر، مرتّب به كار گرفته مى‏ شود.
به  جرأت مى ‏توان گفت: درست از زمانى كه بشر، پا در اين عرصه خاكى  نهاده، به نوعى با اين مسئله، به صورت ناخودآگاه درگير بوده و در  سطوح مختلف، درباره آن انديشيده است.

هنر و خانواده

(1)

نقش هنر در تحکیم روابط خانوادگی

نویسنده: زهرا نعمتی تبریزی

پیشگفتار

یکی از نعمت هایی که خداوند در ذات و درون هر انسانی آن را  ایجاد کرده، نعمت «هنر» است و این گرایش، بسته به سلامت روحی و روانی افراد و نوع اعتقاداتشان، شدّت و ضعف دارد. آنچه مسلّم است این است که: هر انسانی ذاتاً هنر و هنرمندی را دوست دارد و گرایش او به سوی هنر به صورت محسوس یا نا محسوس، انکار ناپذیراست، هرچند که مصادیق این گرایش، بسته بد ذوق انسانها  باورهایشان متفاوت است. در یکی این ذوق هنری به اوج خود می رسد و منجر به تولید آثار هنری بزرگ و به یاد ماندنی می گردد، مانند آثار هنری زیبایی که از هنرمندان بزرگ، به یادگار مانده است، همچون: نقّاشی های زیبای استاد کمال الملک، استاد فرشچیان و مانند آن ها.
و در بعضی ها به صورت بالقوّه، این ذوق وجود دارد؛ امّا به صورت بالفعل، چندان شکوفا نشده است و هیچ هنری از او دیده نمی شود. این دسته از افراد از این نعمتی که خداوند در وجودشان به ودیعه گذاشته، استفاده نکرده و آن را پرورش نداده اند.

واقع انگاری در مفهوم شناسی «قناعت»

واقع انگاری در مفهوم شناسی «قناعت»

 

حسن علیرضایی دانشجوی کارشناسی ارشد

 

هنوز قاف «قناعت» از دهانت بيرون نيامده، تيزي تير نگاهشان را بر سيب گلويت احساس مي‌كني. قناعت آن هم در دنياي مدرن و امروزي مگر مي‌شود؟ انگار اين واژه، فقط براي دنياي مادربزرگ و پدربزرگ معنا پیدا می کند. شايد هم به مدد نيروي همين مفهوم پرمعنا بوده كه در قديم، جوان‌ها خيلي زود به خانه بخت مي‌رفتند؛ اما وقتي به سن و سال جوانان دم‌بخت امروزي مي‌رسيدند، همه چيز داشتند و با دو، سه بچه قد و نيم‌قد، خود را آماده پذيرش مسئوليت‌هاي جديد و بزرگ‌تري مي‌نمودند. پس چه بپذيريد و چه نه، تجربه اثبات کرده که: در سبك زندگي اصيل ايراني- اسلامي با قناعت مي‌شود پيشرفت كرد، نه با اسراف.در اين زمينه، كتاب‌هاي اخلاقي از جمله «محجه البيضاي» فيض كاشاني، «جامع السعادات» ملامهدي نراقي و «معراج السعاده» ملااحمد نراقي و ساير كتاب‌هاي اخلاقي همچون «كيمياي سعادت» به بحث قناعت اشاره كرده‌اند. قناعت از عوامل مهم براي همزيستي مسالمت آميز و آرامش در زندگي، به حساب مي‌آيد.

 اما شايد يكي از دلايل مقاومت بعضي‌ها در برابر قناعت كردن و مخالف دانستن آن با چارچوب‌هاي زندگي مدرن اين باشد كه: خيلي از ما در دانشنامۀ ذهني‌مان، شناخت درست و تعريف مناسبي از واژۀ قناعت نداريم.[1]

این که قناعت چیست؟ و چه مفهومی دارد؟و حد واندازه آن تا کجاست؟ و آیا تعارضی با کار و تلاش و کوششمندی دارد یا نه؟

این ها همه پرسشهایی است که تلاش می شود در این گفتار، تا حدودی به آنها پاسخ داده شود؛ اما نه به صورت حرف آرمانی وشعاری، بلکه با بینشی واقع گرایانه و قابل تجربه و آزمون.

کلید واژه ها:نهج البلاغه، قناعت، بی نیازی، حرص، قانع، حیات طیّبه.